انواع انفجارها

انفجار بر حسب مقدار انرژی آزاد شده در آن اندازه گیری می شود و واحد آن ارگ است.یک ارگ مقدار بسیار کمی از انرژی و تقریبا برابر با انرژی است که یک حشره هنگام بالا رفتن از ارتفاعی به ضخامت یک ورق کاغذ مصرف می کند.

انفجار تی ان تی:در انفجار یک تنTNT ، 16^10×4 ارگ انرژی آزاد می شود.در یک بمب اتمی 20 کیلویی،21^10 ارگ انرژی آزاد می شود.

انفجار آتشفشانها:آنرژی آزاد شده از آنها(مثلا در آتشفشان سورتسی در جزیره سواحل ایسلند)،حدود 25^10 ارگ در ثانیه است.

انفجار در ستارگان:مثل شراره های خورشیدی(که در آن ذرات هسته ای و امواج پر انرژی نورانی و رادیویی گسیل می شود).انرژی آزاد شده از آن حدود 31^10 ارگ است.

انفجار در ماده ستاره(نواختری):این انفجار،نواختر نام دارد(باعث پراکندگی لایه های بیرونی ستاره شده و درخشندگی آنرا 1000برابر میکند).این انفجارها حدود یکصد میلیون میلیون برابر(14^10برابر)قدرتمند تر از شراره ی خورشیدی است.یعنی حدود 45^10 ارگ.

انفجار ابرنواختر:انفجاریست که تمام جرم ستاره را در بر میگیرد.انرژی تولید شده در آن حدود ده هزار برابر نواختر است.یعنی 49^10 ارگ.

انفجار ابر ابر نواختری:این انفجار می تواند تقریبا معادل یک میلیون خورشید،ماده از خود پرتاب کند که می تواند بخشی از یک کهکشان را از هم بپاشد.حدود 100هزار برابر ابرنواختر یعنی 54^10 ارگ انرژی دارد.

کهکشانهای انفجاری:مقدار انرژی آزاد شده توسط یک کهکشان رادیویی پرقدرت حدود 10میلیون برابر ابرابر نواختر است.یعنی حدود 61^10 ارگ.

 

انواع کهکشانهای انفجاری:

کهکشانهای رادیویی- کوازارها

* کهکشانهای رادیویی:تابشهای بسیار قوی در طول موجهای رادیویی نشان می دهند.از سویی به کهکشانهای عادی که ویژگیهای اپتیکی دارند شباهت دارند.

بیشتر کهکشانهای رادیویی که از اجرام اپتیکی تمیز داده شده اند، ظاهری نامنظم و گسیخته دارند.هسته آنها درخشان است و اغلب مقادیر زیادی از گاز و غبار به شکل نامنظم و پراکنده در آنها دیده می شود.

* کوازارها(اخترنما-اختروش-ستاره وش): درابتدا طیف این اجرام بسیار غریب می نمود چرا که خطوط مشاهده شده مربوط به هیچ اتم یون ویا مولکولی نبودند تا اینکه ستاره شناسی به نام Maarten Schmidt  در سال 1963 کشف کرد که درخشانترین خطوط نشری در طیف اخترنماها به خطوط نشری هیدروژن اتمی عادی تعلق دارد منتها با انتقال به سرخ طیفی فوق العاده زیاد(چهار خط در طیف27G3 کشف کرد که به شکل همان خطوط هیدروژن بودند ولی مکان عجیبی در طیف داشتند کهنشان می داد با سرعت 4500 از ما دور میشد)

این انتقال به سرخ زیاد نشان دهنده دور شدن این اجرام با سرعت بسیار زیاد می باشد. طبق قانون هابل سرعت این اجرام نشان دهنده فاصله بسیار زیادشان نیز می باشد. .فاصله دورترین اخترنماها به 14 تا 15 میلیارد سال نوری می رسد.اخترنماها برای قابل مشاهده بودن از چنین فواصلی باید خیلی نورانی باشند حتی نورانی تر از یک کهکشان درخشنده.روشنایی یا درخشندگی اخترنماها در محدوده ی 10 تا 10000 برابر  کهکشان راه شیری می رسد.حتی کم فروغ ترین اخترنماها به درخشندگی پرفروغترین کهکشانهای سیفرت و  کهکشانهای رادیویی مجاور کهکشان راه شیری هستند.نور اخترنماها دارای تغییراتی نیز می باشد که این نشان دهنده کوچک بودن اخترنماها حتی در حد یک هفته نوری یا 1200واحد نجومی است.

بیشتر کوازارها ولی نه همه آنها،امواج رادیویی گسیل می کنند و تعداد اندکی ،پرتوهای سرخ و فرا بنفش و اشعه ایکس نیز منتشر می کنند.

درکوازارها بطور قابل ملاحظه ای گازهای یونیده وجود دارد که طیف آنها نشان دهنده دمای بسیار زیاد آنهاست.این موضوع بیان می کند که اولا گازهای موجود ، با سرعت بالا و گلوله مانند ازین اجرام خارج میشوند.دوما،دمای آنها بسیار زیاد است.

 

اما دلیل انرژی بسیار زیاد کوازارها چیست؟

پاسخ های احتمالی:

1.تغییر مکان سرخ آنها،معلول گرانش سطحی ست(طول موجهای نور گسیل شده از ستارگانی که گرانش سطحی آنها بسیار زیاد است، به سمت انتهای طیف سرخ تغییر مکان پیدا می کنند).در اینصورت اخترنماها از آنچه قبلا محاسبه شده بود،به ما نزدیکترند و مقادیر درخشندگی مرئی و رادیویی آنها بسیار کمتر است.

#مطالعات نظری،این پاسخ را تایید نمی کند.

 

2.پادماده:این انرژی محصول برخورد ابری از ماده معمولی با ابری از پاد ماده است.پاد ماده متشکل از ذراتی است که بار آنها مخالف بار ذرات عادی است(مثل پوزیترون و الکترون یا پروتون و پادپروتون).هنگام برخورد ماده و پاد ماده، همدیگر را نابود می کنند و انرژی عظیمی آزاد می کنند.

#به نظر مخالفان،هنگامیکه دوابر غبار متشکل از ماده و ضدماده به هم نزدیک می شوند،برخورد و نابودی چند اتم در وهله اول،ناحیه برخورد را چنان آشفته می سازد که ممکن است ابرها را از هم دور سازد و در نتیجه برخورد شدیدی رخ ندهد!

 

3.انقباض گرانشی:انرژی از انقباض گرانشی اَبَرستارگان حاصل شود.جرم هر اَبَرستاره میلیونها برابر جرم یک ستاره معمولی است و در جریان انقباض گرانشی،مقادیر عظیمی انرژی آزاد می شود.

 

4.فروریزش گاز (یا رمبش گرانشی ماده) بر روی سیاهچاله:به عقیده بسیاری از اخترشناسان تنها طریق تولید انرژی در این مقیاس زیاد، فروریزش جسمی با میلیونها و شاید میلیاردها برابر جرم خورشید در مرکز کهکشان است.دراینصورت مواد بیرون سیاهچاله، پیوسته به درون آن سقوط  خواهند کرد و درست قبل از ناپدید شدن در اطراف آن، باعث گسیلهای تابش نورانی خواهند شد.نور گسیل شده می تواند مواد بیرون  از شعاع بحرانی سیاهچاله را به شدت پس زند و کهکشان با هسته ای ظاهرا در حال انفجار دیده شود.شواهد زیدی نشان می دهند که کوازارها هسته کهکشانهای فعال هستند.در تصویر برداریهای دقیق، هاله ای اطراف برخی از کوازارها دیده شده که ناشی از برهم کنش و بلعیدن ستاره اطراف است.این برهم کنشها در بسیاری از اخترنماها باعث بوجود آمدن فواره های گازی(جت) می شو(چون مصرف گاز اخترنماها صدها برابر جرم خورشید است،عمر آنها باید کم باشد).

تاکنون یکصدهزار اخترنما شناسایی شده اند.

گفتنی ست اختروشهای دوتایی و حتی سه تایی نیز تاکنون مشاهده شده اند.این موارد احتمالا از برخوردهای کهکشانی شکل گرفته اند.

 

تهیه و گردآوری:مطهره ابراهیمی

منابع:

نجوم به زبان ساده(مایردگانی)

ساختار ستارگان و کهکشانها(پاول هاچ)

Parssky.com

Haftaseman.ir

Golestantalk.com

 

 

سیطره جهان هستی (قسمت نخست)

به نام سرآغاز هستی

من شاید در یک پوست گردو زندانی باشم و خودم را پادشاه فضای بی نهایت به حساب می آورم.

شکسپیر (نمایشنامه هملت)

منظور جمله بالا اینه که بشر از نظر فیزیکی بسیار محدود است و از نظر ذهن و رویا پردازی به بی نهایت می ره!سوالاتی از قبیل:«آیا جهان بی نهایت است یا فقط خیلی بزرگ هست؟»،«آیا جاودانه است یا عمری دراز دارد؟» در ذهن اکثریت بشر شکل گرفته است.

در چند سال اخیر پیشرفت های چشمگیری داشتیم.اما هنوز تصویر کاملی نداریم.اما چیزی که بدیهی هست اینه که فضا همواره بزرگ و بزرگ تر می شود.این نظریه با ابزارهای غول پیکری مانند تلسکوپ فضایی هابل تایید شده.کهکشان ها به طور تقریبا یکنواخت در فضا قرار دارند.اما اکثریت جامعه دانشمندان در این فکر هستند که غلظت کهکشان ها در فاصله های بسیار دور کم می شود.البته این تفکر می تونه به این خاطر باشه که ما نمی تونیم کهکشان های دور دست رو ببینیم!با همه این اوصاف دانشمندان طرح دمبلی شکل بودن سیطره گیتی رو ارائه دادن.یعنی جهان مانند یک دمبل می مونه که هر چه به اطراف می ره،احتمال وجود کهکشان کمتر می شه.جالب این که دقیقا مانند نظریه ابر الکترونی در علم شیمی هست!در اتم احتمال وجود الکترون هر چه به اطراف می ریم،کمتر می شه.البته طرح دمبلی شکل مختص اتم ذراتی هست که اوربیتال های S اون ها در حال پر شدن هست.می بینیم که جهان هستی چه در مقیاس میکروسکوپی و چه در جهان ماکروسکوپی دارای طرح یکتایی هست!

جهان در تقریبا در بعد مکان یکسان هست.ولی در بعد زمان در حال تغییر هست.این نظریه در اوایل قرن بیستم تایید شد.حالا بیایم این تغییر بعد زمان رو بیشتر بررسی کنیم:اگه قرار بود بعد زمان ثابت باشه، دیگه هیچ ستاره ای از بین نمی رفت و هیچ ستاره ای به دنیا نمی اومد،یعنی زمان بی نهایت بود!در این صورت فضا لحظه به لحظه گرم تر می شد و جالب اینکه در فضا همیشه نور بود.پس ما دیگه کلمه ای به نام شب نداشتیم و نمی تونستیم از آسمان شب لذت ببریم!چون سیاهچاله ای وجود نداشت که با جاذبه قدرتمندش بتونه نور ر و جذب کنه!این قضیه با نظریه فیلسوف (فکر کنم آلمانی) امانوئل کانت که اعتقاد داشت جهان همواره بوده،یک معما شده بود.اما برای بسیاری دیگه که عقیده داشتند جهان شبیه همین جهان امروزی فقط چند هزار سال قدیمی تر است،همخونی داشته.البته فکر کنم در دهه 1920 بود که هابل نظریات جنجالی خودشو اعلام کرد.اون کشف کرد که سحابی ها مجموعه ای از خورشید ما هستن که به خاطر فاصله بسیار دورشون،نور ضعیفی دارن که برای رسیدن به ما (نورشون) باید میلیاردها سال بگذره.پس آغاز جهان نمی تونه فقط چند هزار سال قبل باشه!اما هابل یک کشف عظیم تری هم داشت که می شه گفت جهان رو تکون داد!!!اینکه تقریبا تمام کهکشان ها از ما فرار می کنند!یعنی هر چه از ما دورتر باشند،تندتر فرار می کنند.یعنی در مقیاس بزرگ،هر کهکشانی در فرار از کهکشان های دیگه هست.پس جهان بزرگتر می شه!برای این نظریه باید تاثیر داپلر رو حتما توضیح بدم:تاثیر داپلر برای امواج صوت و نور قابل تعمیم هست.اگر کهکشان در فاصله ثابتی از زمین باقی بمونه،در قرارگاه استاندارد ضاهر می شه.اما اگر کهکشان از ما دور بشه،امواج دراز شده و یا کشیده ظاهر خواهند شد.اگر امواج به طرف ما بیان،پس امواج فشرده ظاهر می شن.هابل از این تاثیر،کمک گرفت.اینو حتما چند بار بخونین تا متوجه بشین.اگه باز هم نشدین،بگین تا توضیح بیشتری بدم.یادتون باشه این قضیه،در علم اختر فیزیک کاربرد زیادی داره.پس اگه متوجه نشدین،به هیچ وجه ناراحت نشین.هابل با استفاده از این تاثیر،روی کهکشان ها (به خصوص آندرومدا) تحقیق می کنه و با تجزیه تحلیل فراوان قانونی رو ثبت می کنه:تقریبا تمام کهکشان ها  از ما دور می شوند؛با سرعت V که متناسب فاصله آن ها R  از زمین هست.در نتیجه داریم:V=R*H.  H ثابت هابل نام داره و برابر با نسبت گسترش هست.

ما از طرفی با نظریه نسبیت عمومی مواجهیم.طبق این نظریه (که هنوز هم مخالفانی داره!) جهان با درجه حرارت و غلظت بی نهایت در یکتایی انجار بزرگ شروع شد که بهش بیگ بنگ (Big Bang) می گن!به تدریج حرارت اون کاهش پیدا کرد.در یک صدم ثانیه بعد از انفجار حرارت به 100 میلیارد درجه می رسه و جهان بیشتر با فوتون ها و الکترون ها پر شده بود (خودم دلیل این رو نمی دونم!).3 دقیقه بعد جهان حدود 1 میلیارد درجه خنک تر می شه!این پیش بینی ها در حدود سال 1960 تا 65،وقتی که فیزیک دانان:زیاز و ویلسون پرتو زمینه مایکروویو هستی رو مشاهده کردن،تایید شد.(اگه کسی در مورد همین پاراگراف اطلاعات بیشتری داره،حتما بگه.).

بر می گردیم به بحث خودمون.فقط می خواستم موضوع بحث بعدی رو پیشنهاد بدم.چون بحث خوبی می تونه بشه!البته در ادامه نظریه انیشتین رو هم چاشنی قرار می دیم.

پروفسور هاوکینگ و همکارش پن روز تایید می کنن که جهان از یک انفجار بزرگ پدید می یاد و این همون دلیل اصلی تاریک بودن آسمان شب هست:زیرا هیچ ستاره ای نمی تونه بیش از 10 تا 15 میلیارد سال از زمان انفجار بزرگ عمر بکنه.البته بماند که شوروی و کمونیست عقیده داره که جهان آغازی نداره و منشا اون از حیطه علم خارجه و به متا فیزیک و مذهب مربوط می شه.اما نه ما کمونیست هستیم و نه می تونیم جلوی ذهن فعال خودمون رو بگیریم!می تونیم؟!

در صحبت هام اول اومدم نظر خودم و چیزی که الان مورد تایید دانشمندان هست رو گفتم.بعد اومدم اونو از زوایای مختلف تقریبا بررسی کردم.البته به زبان ساده.دیدیم که هنوز افرادی هستن که با حجیم شدن (اگر واژه درستی انتخاب کرده باشم!) جهان مخالف اند.اما واقعا تصور و درک بزرگ تر شدن گیتی سخته.

امین اسعدی

11/10/86

تکامل ستارگان

تکامل ستاره ها

 

 

طرحی از دوران زندگی خورشید

 

یک ستاره از زمان تولد تا پایان عمر خود دچار تغییرات اساسی زیادی میشود .

بسته به جرم ستاره عمر آن میتواند از 100هزار سال تا میلیاردها سال به طول انجامد .

یافتن این سیر تکاملی فقط با مطالعه بر روی یک ستاره انجام نمی شود، زیرا این تحولات به قدری کند است که حتی پس از گذشت چندین قرن نمی توان آنها را کشف کرد ، در عوض اخترشناسان برای پی بردن به این تغییرات ستارگان بی شماری را که در مراحل مختلف عمر خود هستند بررسی می کنند و زندگی آنها را به وسیله مدل های کامپیوتری شبیه سازی میکنند .

 

تولد

 

سیر تکاملی ستاره ها از ابرهای مولکولی بزرگ GMC  که به عنوان پرورشگاه ستاره ها شناخته می شوند آغاز می شود . به طور میانگین در هر سانتی متر مکعب از فضای خالی بین ستاره ها و کهکشان ها بین 0.1 تا 1 ذره وجود دارد ولی در نزدیکی ابرهای مولکولی این تعداد به حدود 1میلیون ذره در سانتی متر مکعب می رسد.

ابعاد این ابرها بین 50 تا 300 سال نوری است و هر کدام می تواند به تنهایی زادگاه 100هزار تا 10 میلیون ستاره ی مانند خورشید ما باشد.

رویداد های گوناگونی می تواند موجب رمبش ( فرو ریختن ) گرانشی این ابرهای مولکولی بشود. مانند برخوردشان با یکدیگر ،عبور از مناطق چگال و بازوهای مارپیچی کهکشان ها ، و یا موج عظیمی که در اثر یک انفجار ابرنواختری ( انفجاری در مراحل پایانی عمر برخی ستارگان )  با سرعت های بسیار بالا به سوی این ابرها به راه می افتد .

رمبش این ابرها سبب می شود به قطعات کوچک تری تقسیم بشوند که این خود باعث افزایش دما و فشار آنها می شود . این روند ادامه پیدا میکند تا اینکه کره های دوار و گازی بسیار داغی پدید می آیند که نسبت به محیط اطراف خود تیره به نظر می رسند. این حالت نخستین مرحله از زندگی یک ستاره است که پیش ستاره نامیده می شود و اغلب در میان غبار ها و سحابی ها مخفی هست .

اگر یک پیش ستاره بسیار کوچک باشد ، هرگز در اثر انقباض خود به دمای مورد نیاز برای شروع همجوشی هسته ای هیدروژن نمی رسد. چنین اجرامی را با نام کوتوله های قهوه ای می شناسند .

برای بیان یک مرز بین این اجرام و ستاره ها علاوه بر اختلاف جرمشان باید ترکیبات شیمیایی آنها را نیز بررسی کرد. هر مقدار که دارای ترکیبات سنگین تری نسبت به هلیم و هیدروژن باشند ، اندازه شان کاهش می یابد .

یک جسم هم جنس با خورشید برای اینکه بتواند به یک کوتوله قهوه ای تبدیل شود باید جرمی معادل با 0.075 جرم خورشید داشته باشد .

جرم بعضی از اینها به حدود 13 برابر جرم مشتری می رسد ، در این صورت می توانند مقدار کمی همجوشی دوتریم در هسته ی خود داشته باشند که این باعث نورانیت آنها به مقدار بسیار کمی میشود .

کوتوله های قهوه ای به آرامی سرد می شوند ومرگ آنها بیش از صدها میلیون سال به طول می انجامد .

در صورتی که این پیش ستاره ها کمی سنگین تر باشند ، دمای هسته آنها تا 10 میلیون کلوین خواهد رسید و واکنش زنجیره ای پروتون-پروتون آغاز خواهد شد. اگر ستاره کمی سنگین تر از خورشید باشد ، چرخه CNO  نیز در واکنش شرکت می کند و سهم قابل توجهی از تولید انرژی را به خود اختصاص خواهد داد .

انرژی آزاد شده از واکنش های هسته ای فشاری رو به بیرون به وجود می آورد که این فشار از رمبش بیش از اندازه ی ستاره در اثر نیروی گرانشی جلوگیری می کند. در این مرحله ستاره به یک تعادل هیدرواستاتیکی و ثبات می رسد.

 

ستاره های جدید دارای رنگ ها و اندازه های متفاوتی هستند که می توان آنها را بر اساس طیفشان از داغ و آبی تا سرد و سرخ دسته بندی کرد. این دسته بندی از اجرامی با جرم 0.085 خورشید آغاز می شود و تا 20 برابر جرم خورشید ادامه می یابد . رنگ و درخشندگی ستاره ها به دمای سطحی آنها ( که وابسته به جرم است ) بستگی دارد .

ستاره های جدید به مرور به سمت پایین رشته اصلی در نمودار H-R  حرکت میکنند.

هر چه جرم ستاره بیش تر باشد زود تر سوخت خود را به پایان میرساند و در نتیجه زود تر رشته اصلی را ترک خواهد کرد. کوتوله های سرخ کوچک و سرد ، هیدروژن خود را به کندی می سوزانند و تا صدها میلیارد سال بر روی رشته اصلی باقی خواهند ماند؛ در صورتی که غول های بسیار سنگین و داغ ، رشته اصلی را فقط بعد از چند میلیون سال ترک می کنند .

ستاره هایی با جرم متوسط و با جرمی در حدود جرم خورشید تا 10 میلیارد سال بر روی رشته اصلی می مانند.

خورشید هم اکنون در میانه عمر خویش بر روی رشته اصلی است .

هنگامی که یک ستاره هیدروژن موجود در هسته خود را به پایان برساند، رشته اصلی را ترک خواهد گفت.

 

 

منبع: ویکی پدیا

 

گردآوری و ترجمه: هادی محمودی

                      محمدرضا صالحی مقدم

 

صدا

 

          

 

سلام دوباره

احتمالا همه تا حد خوبي با شفق هاي قطبي آشناييد.

يكي از ويژگيهاي شفق ها كه هنوز براي من مرموز باقي مانده، صداي آنهاست. مي خواهم سوالي را در اين مورد بررسي كنم و از همه خواهش مي كنم فرضيه هاي خود يا ديگران را همين جا مطرح كنند.

مي دانيم كه افراد زيادي همزمان با ديدن شفق ها صداهايي هم شنيده اند. با توجه به ارتفاع وقوع شفق ها كه در گستره ي 80 تا 1600 كيلومتري سطح زمين است، حد اقل زماني كه ناظر براي شنيدن صدا لازم دارد حدود 5 دقيقه است. يعني ديدن و شنيدن نمي تواند همزمان اتفاق بيفتد.

البته اين مسئله وقتي مطرح مي شود كه ما فرض كنيم صوت شانس انتشار پيدا كرده. چون در آن ارتفاع حتي غلظت لازم براي انتشار هم وجود ندارد.

يكي از فرضيه هاي ارائه شده اين است كه چون شفق ها معمولا در مناطق غير شهري و خيلي ساكت "مورد مشاهده" قرار مي گيرند (يعني معمولا مردم براي ديدنشون ميرن به جاهايي كه از قضا ساكت هم هستند!) پالس هاي تصويري صرفا در ذهن ناظر به پالس هاي صوتي تبديل مي شود.

فرضيه ي ديگر اينست كه طي فرايند تشكيل شفق ها تا حد كمي در اجسام سطح زمين الكتريسيته ي ساكن ايجاد مي شود و اين بار الكتريكي دائما – به ويژه توسط اجسام خشك، نازك و دراز- به جو تخليه مي شود و اين صدا ايجاد مي شود. يك نكته ي جالب اينست كه نمونه اي از اجسام دراز و نازك و ... موهاي خود ناظر هستند، يا علف هاي زير پايش.

فزضيه هاي ديگري هم وجود دارد ولي ترجيح مي دهم منتظر اظهار نظر و تحليل بيشتر از طرف بقيه (نويسنده ها و خواننده ها) باشم.

برنامه ناسا برای کشف سیاهچاله ها

سازمان فضایی ناسا ماموریت های اخترفیزیکی خود را دوباره از سر گرفت، بخش مهمی از این ماموریت ها شامل کشف منابع یرتو ایکس است. که در نهایت منجر به کشف سیاهچاله های جدید در عالم می شود.

 به همین منظور آرایه تلسکوپ طیف هسته (The Nuclear Spectroscopic Telescope Array)، یا NuSTAR برای پاسخ به پرسش هایی بنیادین در این زمینه طراحی شده است. اینگونه سوالات مانند: سیاهچاله ها چگونه در عالم توسعه پیدا کردند؟ چه عناصری و چگونه سبب پیدایش جهان شده اند؟ نیروهای موجود در کهکشان بسیار فعال چگونه و چه مقدار است؟، هستند. این آرایه جدید قابلیت پاسخگویی به سوالات فوق را خواهد داشت، و خواهد توانست پیش بینی های دقیقی را از آینده جهان نشان دهد، که در نهایت سبب می شود تا دانش بشری و فهم ما از ستارگان و کهکشان ها بسیار افزایش یابد.

 

این ماموریت در سال 2006 به علت مشکلات در بودجه بندی به حال تعلیق درآمد، اما امروزه این سازمان فضایی آماده است تا با تکمیل این پروژه تا سال 2011 آن را در خدمت جامعه علمی قرار دهد.

 

فایونا هریسون (Fiona Harrison)، پرفسور نجوم و فیزیک در موسسه تکنولوژی کالیفرنیا می گوید:" این بسیار ارزشمند است که ناسا از سر گیری این ماموریت را آغاز کرده." وی همچنین اظهار داشته که آنها می توانند با چنین آرایه قدرتمند و حساسی، به اکتشافات مهمی در علم نائل آیند.

 

تیم هریسون بیش از ده سال است که در حال بررسی تکنولوژی مناسب برای این آرایه است. آنها کار را با بالون های مخصوص حمل و نقل شروع کردند، که در نهایت منجر به ساخت تلسکوپ کانونی کننده انرژی های قوی شد (HEFT). آنها با بسط آشکارسازها و اپتیک توانسته بودند از انرژی های موجود در طیف پرتو ایکس تصویر برداری کنند. آنها این تکنولوژی را با به پرواز در آوردن بالون و استفاده HEFT در هوا تجربه کردند. و اکنون آنها با کامل کردن و توسعه این تکنولوژی و انطباق آن با آرایه جدید قصد دارند تا مشاهداتی بسیار دقیق تر و با کیفیت تری را نسبت به گذشته انجام دهند.

 

HEFT، قبلا با همکاری JPL و Alliant Techsystems Inc برای نقشه برداری راداری به کمک شاتل ها ساخته شده بود. و اکنون تلاش ها بر آن است تا با ساخت NuSTAR و با کمک پرتابه ای کم هزینه آن را به مدار فرستاده و درنهایت تحقیقات ارزشمندی را انجام دهند.

منبع: Space Flight Now

www.parssky.com