کشف دوکمربندسیارکی درمنظومه ی همسایه ما

 

مشاهدات تازه با تلسكوپ فضايي اسپيتزر متعلق به آژانس فضايي آمريكا (ناسا) نشان مي‌دهد كه نزديكترين منظومه سياره‌اي به منظومه شمسي ما داراي دو كمربند سياركي است.

تصویری ازتلسکوپ اسپیتزر

ناسا اعلام كرد: ستاره مركز اين منظومه موسوم به «اپسيلون اريداني» جوانتر، كمي سردتر و اندكي كوچكتر از خورشيد است.

از ابتدا اخترشناسان از وجود دو سياره احتمالي در منظومه و در سطح گسترده‌تر يك حلقه خارجي از دنباله‌دارهاي يخي خبر دادند كه شبيه به كمربند كوئيپر در منظومه ما هستند.

اختر شناسان اسپيتزر هم اكنون مي‌گويند اين منظومه همسايه همچنين داراي دو كمربند سياركي است كه يكي تقريبا در همان نقطه كمربند منظومه شمسي و ديگري بين كمربند اول و حلقه دنباله دار واقع شده است.

به گفته اخترشناسان مهمترين تفاوت بين اين منظومه و منظومه ما وجود حلقه اضافه از مواد سازنده سياره‌يي است.

سیطره جهان هستی (قسمت دوم)

در این متن بحث جدیدی رو شروع نمی کنم.فقط اشکالاتی رو که در متن قبلی وجود داشت،بیشتر بررسی می کنم:

اول اینکه هر نظریه ای با پیشرفت علم می تونه اشتباه باشه و تا حالا نظریات کمی واقعا در حد یک واقعیت اعلام شدن.حتی نظریه نسبیت انیشتین رو عده ای رد می کنن!

در مورد نظریه دمبلی شکل بودن جهان هستی باید بگم من کاملا باهاش موافقم!از 2 جهت می شه به قضیه نگاه کرد.اول اینکه هسته اتم رو می تونیم ابتدای جهان در لحظه انفجار بزرگ فرض کرد.در اون لحظه غلظت جهان بسیار زیاد و حجمش کم بوده.بعد از اون لحظه کهکشان ها به اطراف پراکنده شدن و هر چه به اطراف می رفتن غلظتشون کمتر می شد.کهکشان ها چه با سرعت زیاد و چه با سرعت متغیر (شتاب ثابت) از هم دور بشن،چون در همه جهات حرکت می کردند (با فرض کروی بودن جهان)،می تونیم بگیم که در فاصله های دورتر غلظتشون کمتر می شد و می شه!در مورد شکل جهان بعدا مختصری صحبت می کنم.این از جهت اول.از نگاه دوم می تونیم کهکشان خودمون رو هسته اتم فرض کنیم.در این صورت هم،می شه گفت این نظریه درسته!طبق ثابت داپلر (که در متن پیش مختصر توضیحی در موردش دادم.ولی در انتها باز هم توضیح می دم.) اکثر کهکشان ها از ما دور می شوند.این طوری می شه گفت ما هسته هستیم!ولی خب در مورد همون تعداد کم کهکشانی که به ما نزدیک می شوند،این مورد درست نیست.البته باز هم شکل جهان هستی اهمیت پیدا می کنه!مختصری می گم تا پی ریزی بحث بعدی باشه!برای مثال ما در کهکشان راه شیری قرار داریم.اکثر کهکشان ها از ما دور می شن.حالا اگر در کهکشان آندرومدا باشیم،بقیه از ما دور می شن.پس به همین ترتیب در کهکشانی که باشیم،بقیه از ما دور می شن.یعنی اینکه جهان نمی تونه شکل ثابتی (برای مثال کره) داشته باشه!شاید شکل جهان شبه کره بتونه باشه!مگر اینکه کهکشانی وجود داشته باشه که بقیه کهکشان ها به اون نزدیک بشن!باز در این صورت هم نظریه ابر الکترونی نقض می شه و هم نسبیت انیشتین!و ما به دورانی خواهیم رسید که مثل انفجار بزرگ شویم.یعنی دوباره به یک نقطه جذب می شویم!البته جمله اخیر فرضیه ای است که هنوز بین دانشمندان قابل بحث هست.البته برای پایان جهان!پس شکل جهان واقعا مهم هست.اما این بحث باشه برای حل و فصل شدن موارد فعلی.فقط بهتون یک خبر خوش رو بدم:روز 1 شنبه با یک استاد ریاضی قرار ملاقات دارم.قصد دارم با ایشون در مورد شکل جهان هستی با توجه به فرضیات موجود، صحبتی داشته باشم.اگر هم بتونم با یک کارشناسی ارشد اختر فیزیک بحثی خوام داشت!!!

نظریه ثابت بودن مکا فقط تا اوایل قرن بیستم اعتبار داشت!چون بعد از اون 3 نظریه محکم نسبیت انیشتین،تاثیر داپلر و ابر الکترونی اون رو رد کرد!

امین اسعدی

14/10/86

کهکشان - قسمت دوم

انواع كهكشان ها

 

منجمان بيشتر كهكشان ها را بر اساس شكل ظاهر مثلاً كهكشان هاي مارپيچي يا كهكشان هاي بيضوي دسته بندي مي كنند.كهكشان مارپيچي ، شكلي شبيه به يك قرص با يك برآمدگي در مركز دارد.اين قرص به يك فرفره با بازوهاي مارپيچ درخشان ، كه از برآمدگي مركزي به سمت بيرون مارپيچ شده اند ، شباهت دارد.راه شيري يك كهكشان مارپيچي است.تمام كهكشان هاي مارپيچي شبيه به فرفره مي چرخند ، اما به آهستگي.به عنوان مثال ، راه شيري ، تقريباً هر 250 ميليون سال يك چرخش كامل حول محور خود مي زند.

ستارگان جديد اكثراً از گاز و غبار در كهكشان هاي مارپيچي شكل مي گيرند.گروه هاي كوچكتر ستارگان خوشه هاي كروي ناميده مي شوند.يك خوشه كروي خاص در حدود 1 ميليون ستاره دارد.

 

 

خوشه كروي مجموعه اي محكم از ستارگاني است كه توسط نيروي  جاذبه كنار هم نگاه داشته شده اند.اين خوشه كروي يكي از متراكم ترين خوشه ها ، از ميان 147 خوشه ي شناخته شده در كهكشان راه شيري است.

 

كهكشان هاي بيضوي: مركز يك كهكشان بيضوي نسبت به قسمت هاي بيروني آن درخشان تر است و هر چه به سمت مناطق بيروني مي رويم روشنايي به تدريج ضعيف تر مي شود.تا آنجا كه منجمان تعيين كرده اند ، كهكشان هاي بيضوي خيلي خيلي آهسته تر از كهكشان هاي مارپيچي حول محور خود مي چرخند.ستارگان در اين كهكشان ها در مدارهايي اتفاقي حركت مي كنند.كهكشان هاي بيضوي نسبت به كهكشان هاي مارپيچي گاز و غبار كمتري دارند و گاز محتوي آنها بسيار گرم و پراكنده است.در نتيجه ستارگان كمتري در آنها شروع به شكل گيري مي كنند و يا اصلاً ستاره اي تشكيل نمي شود.

كهكشان هاي نوع سوم ، كهكشان هاي نامنظم ، فاقد شكل ساده و منظم هستند.تعدادي از اين ها عمدتاً متشكل از ستارگان آبي و ابرهاي پف دار گازي هستند كه مقدار كمي غبار دارند.ابرهاي ماژلاني ، كهكشان هاي نامنظمي از اين نوع هستند.بقيه عمدتاً از ستارگان جوان و درخشان به همراه گاز و غبار تشكيل شده اند.

 

 

يك كهكشان نامنظم.اين كهكشان شكل ساده اي مانند يك كهكشان

مارپيچ يا بيضوي ندارد.درخشندگي ستارگان زردفام در منظره جلوي

عكس ، نمايانگر بخشهايي از راه شيري هستند.

 

حركت كهكشان ها وابسته به يكديگر است و گهگاهي 2 كهكشان آنقدر به هم نزديك مي شوند كه نيروي گرانش هر كدام باعث تغيير شكل ديگري مي شود.كهكشان ها ممكن است با يكديگر برخورد (تصادم) كنند.اگر دو كهكشان با سرعت زياد تصادم كنند ، ممكن است از يكديگر با تأثيري كم يا بدون تأثير عبور كنند.ولي هنگامي كه با سرعتي كُند تصادم مي كنند ، مي تواند موجب ادغام آنها و تشكيل كهكشان يگانه اي شود كه از هر يك از كهكشان هاي اوليه بزرگتر است.اين چنين ادغام هايي مي تواند رشته هايي مارپيچ از ستارگان توليد كند كه مي توانند بيش از 100000 سال نوري در فضا توسعه يابند.

به عبارت ديگر هنگامي كه يك كهكشان بزرگ با كهكشان كوچكتري تصادم كُند داشته باشد ، كهكشان كوچكتر بلعيده مي شود.يعني اينكه ستارگان كهكشان كوچك به كهكشان بزرگتر تعلق مي گيرند و در ساختار كهكشان بزرگتر كمترين تغيير حادث مي گردد.به نظر مي رسد كهكشان راه شيري در نخستين مراحل بلع ابرهاي ماژلاني باشد.

 

منابع:  nasa

          کتاب شناخت گیتی

کهکشان - قسمت اول

كهكشان

 

كهكشان مجموعه اي از ستاره ها ، گرد و غبار و گاز است كه با نيروي جاذبه كنار هم نگه داشته شده اند.منظومه ي شمسي ما در كهكشاني به نام "راه شيري" جاي دارد.دانشمندان تخمين مي زنند بيش از 100 ميليارد كهكشان در سرتاسر جهان شناخته شده ، پراكنده شده اند.ستاره شناسان از ميليون ها كهكشان بوسيله ي تلسكوپ عكس تهيه كرده اند.دورترين كهكشان هايي كه از آنها عكس تهيه شده ، حدود 10 تا 13 ميليارد سال نوري از ما فاصله دارند.يك سال نوري فاصله اي است كه نور طي يك سال و در خلأ مي پيمايد- در حدود 46/9 تريليون كيلومتر (88/5 تريليون مايل).پهناي كهكشان ها در محدوده اي از چند هزار تا نيم ميليون سال نوري جاي ميگيرد.كهكشان هاي كوچك كمتر از يك ميليارد ستاره و كهكشان هاي بزرگ بيش از يك تريليون ستاره دارند.

راه شيري پهنايي در حدود 100000 سال نوري دارد.فاصله واقعي از خورشيد تا مركز كهكشان در حدود 25000 سال نوري است و نزديك به 100 ميليارد ستاره در آن وجود دارد.

به جز راه شيري تنها سه كهكشان ديگر با چشم غير مسلح قابل مشاهده هستند.مردم ساكن در نيمكره شمالي مي توانند كهكشان "آندرومدا" را مشاهده كنند كه در حدود 2 ميليون سال نوري از ما فاصله دارد.مردم ساكن در نيمكره جنوبي مي توانند "ابر ماژلاني بزرگ" ، كه در فاصله ي تقريبي 160000 سال نوري از زمين قرار دارد ، و همچنين "ابر ماژلاني كوچك" ، كه در فاصله ي 180000 سال نوري از ما قرار دارد را مشاهده كنند.

 

 

يك كهكشان مارپيچي و شبيه به فرفره ، با بازوهاي مارپيچي كه اطراف يك برآمدگي مركزي بيرون آمده اند . اين كهكشان كه با نام M100 شناخته مي شود ، بسيار شبيه كهكشان ما به نظر مي رسد

 

مجموعه هاي كهكشاني

 

كهكشان ها به طور نا برابر در فضا توزيع شده اند.تعداد معدودي از آنها همسايه نزديك ندارند.تعدادي نيز به صورت جفت ظاهر مي شوند و هر كدام ديگري را دور مي زند.اما خيلي از آنها در گروه هايي به نام "خوشه" يافت مي شوند.يك خوشه ممكن است شامل كمتر از دوجين تا چندين هزار كهكشان شود كه در آن كهكشان هاي نزديك به هم به دور كهكشاني بزرگتر جمع شده و آن را دور مي زنند.يك خوشه ممكن است پهنايي به بزرگي 10 ميليون سال نوري داشته باشد.

كهكشان راه شيري جزيي از خوشه اي است كه "خوشه محلي" ناميده شده و از حدود 24 كهكشان شناخته شده تشكيل شده است كه مهمترين آنها عبارتند از:

كهكشان "آندرومدا" ، كهكشان "چرخ فلك" در صورت فلكي سه گوش ، "ابر ماژلاني بزرگ" و" ابر ماژلاني كوچك" .

خوشه هاي كهكشاني ، در چرخش خود ، گروه هايي در ساختار بزرگتر هستند كه "اَبَر خوشه" يا "خوشه بزرگ" ناميده مي شوند.يكي از بزرگترين ساختارهايي كه تاكنون نقشه برداري شده ، شبكه اي از كهكشان ها است ، كه با نام Great Wall شناخته مي شود.اين ساختار بيش از 500 ميليون سال نوري درازا و 200 ميليون سال نوري پهنا دارد.

"خوشه ي محلي" ، خود عضوي از "ابر خوشه ي محلي" است كه داراي حدود 100 خوشه اي است كه به دور آن مي گردند.در مركز ابر خوشه ها ، يك ابر خوشه ي غول آسا جاي دارد كه ساير ابر خوشه ها به دور آن مي گردند.

منابع:  NASA

         کتاب شناخت گیتی

 

بیگ بنگ ( مهبانک )

 

تقریبا امروزه همه ی ما در مورد بیگ بنگ اطلاعاتی داریم ؛ آیا این نظریه کامل است ؟ نظریه دیگری در این مورد ( پیدایش جهان ) وجود دارد؟ کدام یک صحیح تر است ؟ ....

اول مهبانک :

شاید نظریه ی مهبانک را بهترین و استوار ترین نظریه در رایطه با پیدایش جهان بدانیم . و این هم چیز درستی است . زیرا نظریه ی دیگری که شواهد و دلایل محکمی را برای نقض این نظریه همراه داشته باشند وجود ندارد.

مهبانک چیست ؟

همه ی ما این را میدانیم که یک ماده ی جامد شروع به چگالتر شدن کرد ، با افزایش چگالی چرخش آن هم شروع شد و بعد از مدتی از هم فرو پاشید و طی انفجار بزرگ و مهیبی همه ی اجزایش را به اطراف پخش کرد .

در نخستین  ۱۰  به توان منفی ۴۵ ثانیه پس از آغاز عالم جدید وقوع پیوست؟

کیهان جوان در ابتدا ساختاری بسیار ساده داست . در آغاز ( ۱۰ به توان منفی ۴۵ ) کیهان حرارتی بسیار بالا و غیر قابل تصور     ۱۰ به توان منفی ۴۳ بوده  به عبارت دیگر خیلی کوچک تر از یک ذره ی بنیادین!

ضمن اینکه دارای فشار و چگالی بالایی بوده است اکنون شروع به انبساط میکند . و به تبع سرد تر نیز میشود .پس از انفجار نخستین عالم جوان شاید با سرعتی بسیارزیاد شروع به انبساط میکند که این فرایند را تورم میگویند . در این زمان بسیار کوتاه فضای کیهانی که بتئاند فضایی را که اشغال میکند بسیار بزرگتر    از قبل یاشد . بعد از حدود یک هزارم ثانیه تمام مواد موجود تقریبا ناپدید شده و به اشعه تبدیل گشتند . شاید این سوال پیش بیاید که چرا یا چگونه به اشعه تبدیل شد ؟ در جواب باید به موارد تشکیل دهنده ی ماده و موجود در عالم اشاره کرد که هر ذره از کوارک ها تشکیل میشود و علاوه بر کوارک ها و الکترون ها ، ذره های بنیادین دیگر مانند پاد کوارک ها و پاد الکترون ها نیز وجود دارند که با برخورد هر کوارک با پاد کوارک ذره از بین رفته و اشعه ای تولید میشود . یک هزارم ثانیه بعد از انفجار نخستین تقریبا این شرایط برای ماده ( کوارک ها  و…) بوجود آمد . آما چون تعداد کوارک ها یا به طور کلی ماده از پاد  ماده یا پاد کوارک ها بیشتر بود ماده ی بیشتری باقی ماند ( سه کوارک  با هم ترکیب میشوند تا یک پروتون (2تا U و یک D ) یا نوترون (2 تا D  ویک U ) تشکیل شوند ) در طی صد هزار سال بعدی کیهان به تدریج سردتر شده و دمای آن به حدود 3000 درجه ی سانتی گراد رسید. و این دما شرایط مناسب برای تشکیل پیوند میان اتم ها را بوجود آورد . شایان به ذکر است در دمای بالا اتم ها با چنان سرعت و شدتی به هم برخورد میکنند که الکترون ها از هسته کنده میشوند و اتم ها کاملا ویران میگردند.

مهبانگ در اوایل قرن بیستم مطرح شد و این انفجار را 14میلیارد سال پیش بیان کرد ؛ طی این نظریه در ابتدا ماده و انرژی یکی بودند بطوری که تشخیص آنها از یکدیگر سخت بود.

طرفداران این نظریه بر این باورند که اجزای عالم هنوز بر اثر آن انفجار اولیه با سرعت زیادی از هم دور می شوند این اندیشه به دنبال رفتار های عجیب کهکشان های همسایه که توسط "دوین هابل" که در رصد خانه ی مونت ویلسن در کالیفرنیا کار می کرد مشاهده و اعلام شد ؛ تمام کهکشانهایی که وی بررسی کرده بود با سرعت بسیار زیادی در حال دور شدن ار ما بودند (چند هزار km در ثانیه ) .

هابل برای سنجش سرعت فرار از اثر " دوپلر" استفاده کرد .

هابل برای بررسی نور کهکشان ها و جستجوی اثر دوپلر، از طیف سنج استفاده می کرد ؛ وسیله ای که نور هر ستاره را به طول موج های سازنده اش تجزیه می کرد .

با بررسی نور تجزیه شده به کشف بزرگی دست پیدا کرد حاکی از اینکه نور همه ی کهکشان ها به سرخ می نمایید و همه دچار انتقال به سرخ شده بودند . و کهکشان های کم نور تر انتقال به سرخ بیشتری دارند(یعنی طول موج آنها سرخ است و فاصله بین طول موج ها (2طول موج پشت سر هم) زیاد می شود و همه ی کهکشان ها در حال دور شدن از ما هستند )

با کمک نور کهکشان ها می توانیم فاصله ی آنها را تخمین بزنیم ؛این قانون را قانون هابل می نامند.

از عوامل دیگری که به قوی تر شدن مهبانگ منجر شد این بود که  :

در سال 1965 دو داشمند آزماشگاه تلفن بل به نامهای " آرنو پنزیاس " و "ابرت ویلسن " به کشف غیر منتظره ای دست یافتند ؛ آنان با یک گیرنده ی رادیویی که به شکل گوش بزرگی ساخته شده بود امواج مزاحمی را در محدوده ی ریز موج می شنیدند که ز همه جای آسمان به گوش می رسید ، فیزیک دانان این امواج را به جا مانده از مهبانگ به جا دانستند که در همه جای گیتی وجود دارد . طول موج و یکنواختی آن درست مطابق محاسبات ریاضی کیهان شناسان نظریه مهبانگ بود .

مهبانگ را همه ی دانشمندان نپذیرفتند . یکی از نارسایی های آن این می باشد که همه ی جهان را یکسان و همنواخت پیش بینی کرده است ولی اختر شناسان کلوخه های عظیمی از ماده را در کیهان یافته اند و یا کهکشان های زیادی که بطور دیوار درازای یک میلیون سال نوری صف بسته اند ، بجای اینکه همه ی مواد یکنواخت و همسان باشند

 

اما دانشمندان طرفدار مهبانگ ماده‌ی تاريک را بهانه قرار دادند و گفتند که به دليل جاذبه‌ی فوق العاده ماده‌ی تاريک اين کلوخه‌ها در اين قسمت فضا تجمع دارند

www.astronomic.blogfa.com

Einstein Ring

بسمه تعالي

Einstein Ring

 

مقدمه

در اين مقاله سعي دارم تا شما را با پديده اي به نام Einstein Ring يا حلقه اينشتين آشنا كنم و به زباني ساده بيان كنم كه چگونه اين پديده نادر رخ مي دهد.

 

Einstein Ring چيست ؟

تصوير شماره 1

شايد تا به امروز تصاويري مشاهده كرده باشيد كه مانند آن چيزي است كه در شكل 1 مشاهده    مي كنيد.در اين تصوير يك حلقه نوراني را مي توانيد مشاهده كنيد كه به دور يك ستاره بسيار دور وجود دارد.شايد در نگاه اول فرض كنيد اين يك سحابي باشد،اما اگر كمي اطلاعات داشته باشيد، در حال حاضر در حال مشاهده نور ستاره اي در پشت ستاره جلويي هستيد.شايد بپرسيد چنين چيزي امكان ندارد،چرا كه نور ستاره نقطه اي است نه حلقه اي!اما با خواندن قسمت بعد مي توانيد به اين پرسش پي ببريد.

 

 

 

 

Einstein Ring چگونه بوجود مي آيد؟

طبق نظريه نسبيت انيشتين نور در نزديكي يك ميدان گرانشي از مسير خود كه يك خط مستقيم است منحرف مي شود.حال ما مي خواهيم اين نظريه را در مورد ستارگان بررسي كنيم.ابتدا يك ستاره را در نظر مي گيريم كه چندين سال نوري از ما فاصله دارد.اگر در بين راه اين ستاره هيچ جرمي وجود نداشته باشد،ستاره دقيقا در محل واقعي خود در آسمان قرار خواهد داشت.اما بعضي ستارگان جلوي ديگر ستارگان قرار دارند و مانع از اين مي شود كه نور ستاره پشتي به ما برسد.اما ما مي توانيم وجود ستاره اي را در پشت آن تشخيص دهيم.دليل آن است كه نور رسيده از ستاره α كه در پشت ستاره β قرار دارد قبل از رسيدن به ما توسط ميدان گرانشي ستارهβ انحنا پيدا مي كند و از مسير مستقيم خود كه يك خط صاف است، منحرف مي شود.به اين ترتيب ما مي توانيم ستاره اي كه در پشت ستاره اي ديگر قرار دارد را مشاهده كنيم،فقط با اين تفاوت كه آن ستاره را در محل اصلي خودش در عالم نمي بينيم!در ضمن در اين مثال به ستاره β « لنز» گفته مي شود.

تصوير شماره 3

حال به شكل شماره 2 مراجعه مي كنيم.در اين شكل لنز يك كهكشان در نظر گرفته شده است.در قسمت بالاي تصوير نمايي را از چگونگي ايجاد Einstein Ring نشان مي دهد.همانطور كه مي بينيد پديده Einstein Ring (حلقه كامل) زماني روي  مي دهد كه زمين ، لنز و ستاره در يك راستا قرار بگيرند. فهميديم Einstein Ring زماني تشكيل مي شود كه زمين،لنز و ستاره در يك خط راست قرار بگيرند،حالا ما در نظر مي گيريم كه زمين و لنز در يك خط راست باشند اما ستاره با اين دو عضو يك خط راست را تشكيل ندهد و بسيار كم منحرف شده باشد.در اين صورت هنوز هم پر تو هاي نور ستاره توسط لنز انحنا پيدا مي كند،ولي تشكيل Einstein Ring را نمي دهد و تشكيل يك،دو و يا چندين تصوير ظاهري از ستاره مي دهد.

حلقه ناكامل

در بعضي از تصوير ها مشاهده مي نماييم كه Einstein Ring كامل نيست، بلكه حلقه اي نيمه و يا تكه اي دارد.دليل قطعي اين پديده به نظر بسياري از دانشمندان نحوه قرار گيري سه جرم زمين،لنز و ستاره مي باشد.بطوري كه ستاره در يك خط مستقيم قرار ندارد،اما آنقدر هم منحرف نيست كه حلقه تشكيل نشود.به همين دليل حلقه اي كه تشكيل مي شود يا نيم حلقه است يا تكه تكه.البته نظريه هاي ديگري هم پيشنهاد شده است ، اما قانع ترين آنها همين دليل است.

  

 

شكل شماره 2

براي مشاهده تصوير بزرگ تر بر روي تصوير كليك نماييد.

 

 

2007©Arvin Jenabi

 http://astroeye.blogfa.com