تبليغاتX
چکيده وبگاه ها و وبلاگ هاي فضايي و نجومي

Farewell Summer! by Saeid Aghaei.

عکس از سعید آقائی
Location: Binalud ranges, Kharv Village, Neyshabur, Iran
Date: Sep 21, 2008
Camera: Canon EOS 300D
Lens: Canon EFS 18-55mm
منبع:
+ نوشته شده توسط امین اسعدی در دوشنبه 1 مهر1387 و ساعت 13:18 |
ای ماه چو ابروان یاری گویی by Saeid Aghaei.

ای ماه چو ابروان یاری گویی
یا نی، چو کمان شهریاری گویی
نعلی زده از زر عیاری گویی
در گوش سپهر گوشواری گویی

عکس از سعید آقائی

منبع:

http://www.flickr.com/photos/saeid_a/2819405766/


+ نوشته شده توسط امین اسعدی در سه شنبه 12 شهریور1387 و ساعت 10:16 |

شامگاه 21 امرداد به همراه کاروان رصدگران آسمانِ انجمن نجوم نیشابور (کانون حکیم عمر خیام نیشابوری) برای تماشای شهاب باران برساوشی 1 راهی روستای حصارسرخ، در جنوب نیشابور شدم. ساعتی پیش از غروب، به رصدگاه خود، بین این روستا و روستای پاباز رسیدیم.

با غروب آفتاب و تاریک شدن آسمان، درحالی که ستاره ها یک یک آشکار می شدند، سر و کله نخستین شهاب ها پیدا شد و فریاد شادی را از گروه بلند نمود. هرچند ماه هنوز در آسمان بود و اجازه خودنمایی شهاب های کم نور بسیاری را نمی داد؛ با این حال مهتابش، منظره آرام و  چشم نوازی از طبیعت پیرامونمان آشکار می ساخت.

تا غروب ماه در بامدادان، به تمرین رصد و آموزش مهمانان و همراهان گروه پرداختیم. دور هم شام خوردیم، پس از آن گروهی که وظیفه رصد بارش را به عهده داشتند در جایگاه خود قرار گرفته و به ثبت شهاب ها پرداختند.

من نیز در گوشه ای به همراه بهترین دوستانم  ساعت ها آسمان را تماشا کردم (و چون کودکان، هر شهاب، آرزویی)

پنجمین سالی بود که در چنین شبی چشم انتظار شهاب های برساوشی بودم و چهارمین سالی که به همراه دوستان خود، مشتاقان آسمان، به تماشای این رویداد بی نظیر می رفتم.

سپاس از مرتضی حسینی، ایمان خماریان (مدیران برنامه) و احمد حصاری (میزبانمان در روستای حصار سرخ). و البته دوستانی که به شوقِ همنشینی شان در زیر آسمان، همسفر گروه شدم؛ با هم شهاب ها دیدیم و  با هر یک آرزو ها کردیم.


<1>  نیمه شب 25 تیر ماه 1241 (16 ژوییه 1862) لوییز سویفت (Lewis Swift ستاره شناس آمریکایی، کاشف ده ها دنباله دار و صد ها میغواره -سحابی-، یکی از اندک ستاره شناسانی که موفق به دو بار دیدن دنباله دار هالی شده) جرمی ناشناس را به عنوان دنباله دار در آسمان ثبت نمود. تاتل (Horace Parnell Tuttle، ستاره شناس آمریکایی و کاشف ده ها دنباله دار و سیارک) نیز سه شب بعد  موفق به دیدن آن شد. دنباله داری دوره ای که بعد ها سویفت-تاتل (109P/Swift-Tuttle) نام گرفت.

این دنباله دار 31.2 کیلومتری، مداری بیضی گونِ چنان کشیده دارد که در نزدیک ترین فاصله، به اندازه زمین و در دورترین فاصله به اندازه پلوتو از خورشید دور می شود. سویفت-تاتل هر 113.28 سال یکبار خورشید را می گردد. آخرین بار 20 آبان 1371 به نزدیک ترین فاصله اش از خورشید رسید و دگر بار 21 تیر ماه 1505 به این نقطه می رسد.

هر بار که این دنباله دار به خورشید نزدیک می شود، در مسیر خود انبوهی از ذرات غبار را بر جای می گذارد.

آنچه این خرد سنگ آسمانی را مشهور نموده تلاقی مدار آن با مدار زمین است. زمین هر سال در 21 امرداد به نقطه ی تلاقی مدارش با این دنباله دار می رسد. جایی که تلی از ذرات گرد و غبار برجای مانده از آخرین عبور سویفت-تاتل به انتظار زمین نشسته اند.

این ذرات از راستای ستارگانگاه برساوش (صورت فلکی پورزاوش- Perseus) به سمت زمین می آیند و سوختن آن ها در هواسپهر، باعث به وجود آمدن شهاب هایی می شوند که به برساوشی ها (Perseids) معروفند.

نگارنده:سعید آقائی

نکته قابل به ذکر اینکه این شهاب باران مقارن بود با سالروز تولد من.یعنی هر ساله اوج شهاب باران برساووشی سالروز میلاد من هست!پس سالروز میلادم،شهاب باران باد!

امین اسعدی

+ نوشته شده توسط امین اسعدی در پنجشنبه 31 مرداد1387 و ساعت 18:24 |

در این متن بحث جدیدی رو شروع نمی کنم.فقط اشکالاتی رو که در متن قبلی وجود داشت،بیشتر بررسی می کنم:

اول اینکه هر نظریه ای با پیشرفت علم می تونه اشتباه باشه و تا حالا نظریات کمی واقعا در حد یک واقعیت اعلام شدن.حتی نظریه نسبیت انیشتین رو عده ای رد می کنن!

در مورد نظریه دمبلی شکل بودن جهان هستی باید بگم من کاملا باهاش موافقم!از 2 جهت می شه به قضیه نگاه کرد.اول اینکه هسته اتم رو می تونیم ابتدای جهان در لحظه انفجار بزرگ فرض کرد.در اون لحظه غلظت جهان بسیار زیاد و حجمش کم بوده.بعد از اون لحظه کهکشان ها به اطراف پراکنده شدن و هر چه به اطراف می رفتن غلظتشون کمتر می شد.کهکشان ها چه با سرعت زیاد و چه با سرعت متغیر (شتاب ثابت) از هم دور بشن،چون در همه جهات حرکت می کردند (با فرض کروی بودن جهان)،می تونیم بگیم که در فاصله های دورتر غلظتشون کمتر می شد و می شه!در مورد شکل جهان بعدا مختصری صحبت می کنم.این از جهت اول.از نگاه دوم می تونیم کهکشان خودمون رو هسته اتم فرض کنیم.در این صورت هم،می شه گفت این نظریه درسته!طبق ثابت داپلر (که در متن پیش مختصر توضیحی در موردش دادم.ولی در انتها باز هم توضیح می دم.) اکثر کهکشان ها از ما دور می شوند.این طوری می شه گفت ما هسته هستیم!ولی خب در مورد همون تعداد کم کهکشانی که به ما نزدیک می شوند،این مورد درست نیست.البته باز هم شکل جهان هستی اهمیت پیدا می کنه!مختصری می گم تا پی ریزی بحث بعدی باشه!برای مثال ما در کهکشان راه شیری قرار داریم.اکثر کهکشان ها از ما دور می شن.حالا اگر در کهکشان آندرومدا باشیم،بقیه از ما دور می شن.پس به همین ترتیب در کهکشانی که باشیم،بقیه از ما دور می شن.یعنی اینکه جهان نمی تونه شکل ثابتی (برای مثال کره) داشته باشه!شاید شکل جهان شبه کره بتونه باشه!مگر اینکه کهکشانی وجود داشته باشه که بقیه کهکشان ها به اون نزدیک بشن!باز در این صورت هم نظریه ابر الکترونی نقض می شه و هم نسبیت انیشتین!و ما به دورانی خواهیم رسید که مثل انفجار بزرگ شویم.یعنی دوباره به یک نقطه جذب می شویم!البته جمله اخیر فرضیه ای است که هنوز بین دانشمندان قابل بحث هست.البته برای پایان جهان!پس شکل جهان واقعا مهم هست.اما این بحث باشه برای حل و فصل شدن موارد فعلی.فقط بهتون یک خبر خوش رو بدم:روز 1 شنبه با یک استاد ریاضی قرار ملاقات دارم.قصد دارم با ایشون در مورد شکل جهان هستی با توجه به فرضیات موجود، صحبتی داشته باشم.اگر هم بتونم با یک کارشناسی ارشد اختر فیزیک بحثی خوام داشت!!!

نظریه ثابت بودن مکا فقط تا اوایل قرن بیستم اعتبار داشت!چون بعد از اون 3 نظریه محکم نسبیت انیشتین،تاثیر داپلر و ابر الکترونی اون رو رد کرد!

امین اسعدی

14/10/86

+ نوشته شده توسط امین اسعدی در پنجشنبه 24 مرداد1387 و ساعت 8:6 |

به نام سرآغاز هستی

من شاید در یک پوست گردو زندانی باشم و خودم را پادشاه فضای بی نهایت به حساب می آورم.

شکسپیر (نمایشنامه هملت)

منظور جمله بالا اینه که بشر از نظر فیزیکی بسیار محدود است و از نظر ذهن و رویا پردازی به بی نهایت می ره!سوالاتی از قبیل:«آیا جهان بی نهایت است یا فقط خیلی بزرگ هست؟»،«آیا جاودانه است یا عمری دراز دارد؟» در ذهن اکثریت بشر شکل گرفته است.

در چند سال اخیر پیشرفت های چشمگیری داشتیم.اما هنوز تصویر کاملی نداریم.اما چیزی که بدیهی هست اینه که فضا همواره بزرگ و بزرگ تر می شود.این نظریه با ابزارهای غول پیکری مانند تلسکوپ فضایی هابل تایید شده.کهکشان ها به طور تقریبا یکنواخت در فضا قرار دارند.اما اکثریت جامعه دانشمندان در این فکر هستند که غلظت کهکشان ها در فاصله های بسیار دور کم می شود.البته این تفکر می تونه به این خاطر باشه که ما نمی تونیم کهکشان های دور دست رو ببینیم!با همه این اوصاف دانشمندان طرح دمبلی شکل بودن سیطره گیتی رو ارائه دادن.یعنی جهان مانند یک دمبل می مونه که هر چه به اطراف می ره،احتمال وجود کهکشان کمتر می شه.جالب این که دقیقا مانند نظریه ابر الکترونی در علم شیمی هست!در اتم احتمال وجود الکترون هر چه به اطراف می ریم،کمتر می شه.البته طرح دمبلی شکل مختص اتم ذراتی هست که اوربیتال های S اون ها در حال پر شدن هست.می بینیم که جهان هستی چه در مقیاس میکروسکوپی و چه در جهان ماکروسکوپی دارای طرح یکتایی هست!

جهان در تقریبا در بعد مکان یکسان هست.ولی در بعد زمان در حال تغییر هست.این نظریه در اوایل قرن بیستم تایید شد.حالا بیایم این تغییر بعد زمان رو بیشتر بررسی کنیم:اگه قرار بود بعد زمان ثابت باشه، دیگه هیچ ستاره ای از بین نمی رفت و هیچ ستاره ای به دنیا نمی اومد،یعنی زمان بی نهایت بود!در این صورت فضا لحظه به لحظه گرم تر می شد و جالب اینکه در فضا همیشه نور بود.پس ما دیگه کلمه ای به نام شب نداشتیم و نمی تونستیم از آسمان شب لذت ببریم!چون سیاهچاله ای وجود نداشت که با جاذبه قدرتمندش بتونه نور ر و جذب کنه!این قضیه با نظریه فیلسوف (فکر کنم آلمانی) امانوئل کانت که اعتقاد داشت جهان همواره بوده،یک معما شده بود.اما برای بسیاری دیگه که عقیده داشتند جهان شبیه همین جهان امروزی فقط چند هزار سال قدیمی تر است،همخونی داشته.البته فکر کنم در دهه 1920 بود که هابل نظریات جنجالی خودشو اعلام کرد.اون کشف کرد که سحابی ها مجموعه ای از خورشید ما هستن که به خاطر فاصله بسیار دورشون،نور ضعیفی دارن که برای رسیدن به ما (نورشون) باید میلیاردها سال بگذره.پس آغاز جهان نمی تونه فقط چند هزار سال قبل باشه!اما هابل یک کشف عظیم تری هم داشت که می شه گفت جهان رو تکون داد!!!اینکه تقریبا تمام کهکشان ها از ما فرار می کنند!یعنی هر چه از ما دورتر باشند،تندتر فرار می کنند.یعنی در مقیاس بزرگ،هر کهکشانی در فرار از کهکشان های دیگه هست.پس جهان بزرگتر می شه!برای این نظریه باید تاثیر داپلر رو حتما توضیح بدم:تاثیر داپلر برای امواج صوت و نور قابل تعمیم هست.اگر کهکشان در فاصله ثابتی از زمین باقی بمونه،در قرارگاه استاندارد ضاهر می شه.اما اگر کهکشان از ما دور بشه،امواج دراز شده و یا کشیده ظاهر خواهند شد.اگر امواج به طرف ما بیان،پس امواج فشرده ظاهر می شن.هابل از این تاثیر،کمک گرفت.اینو حتما چند بار بخونین تا متوجه بشین.اگه باز هم نشدین،بگین تا توضیح بیشتری بدم.یادتون باشه این قضیه،در علم اختر فیزیک کاربرد زیادی داره.پس اگه متوجه نشدین،به هیچ وجه ناراحت نشین.هابل با استفاده از این تاثیر،روی کهکشان ها (به خصوص آندرومدا) تحقیق می کنه و با تجزیه تحلیل فراوان قانونی رو ثبت می کنه:تقریبا تمام کهکشان ها  از ما دور می شوند؛با سرعت V که متناسب فاصله آن ها R  از زمین هست.در نتیجه داریم:V=R*H.  H ثابت هابل نام داره و برابر با نسبت گسترش هست.

ما از طرفی با نظریه نسبیت عمومی مواجهیم.طبق این نظریه (که هنوز هم مخالفانی داره!) جهان با درجه حرارت و غلظت بی نهایت در یکتایی انجار بزرگ شروع شد که بهش بیگ بنگ (Big Bang) می گن!به تدریج حرارت اون کاهش پیدا کرد.در یک صدم ثانیه بعد از انفجار حرارت به 100 میلیارد درجه می رسه و جهان بیشتر با فوتون ها و الکترون ها پر شده بود (خودم دلیل این رو نمی دونم!).3 دقیقه بعد جهان حدود 1 میلیارد درجه خنک تر می شه!این پیش بینی ها در حدود سال 1960 تا 65،وقتی که فیزیک دانان:زیاز و ویلسون پرتو زمینه مایکروویو هستی رو مشاهده کردن،تایید شد.(اگه کسی در مورد همین پاراگراف اطلاعات بیشتری داره،حتما بگه.).

بر می گردیم به بحث خودمون.فقط می خواستم موضوع بحث بعدی رو پیشنهاد بدم.چون بحث خوبی می تونه بشه!البته در ادامه نظریه انیشتین رو هم چاشنی قرار می دیم.

پروفسور هاوکینگ و همکارش پن روز تایید می کنن که جهان از یک انفجار بزرگ پدید می یاد و این همون دلیل اصلی تاریک بودن آسمان شب هست:زیرا هیچ ستاره ای نمی تونه بیش از 10 تا 15 میلیارد سال از زمان انفجار بزرگ عمر بکنه.البته بماند که شوروی و کمونیست عقیده داره که جهان آغازی نداره و منشا اون از حیطه علم خارجه و به متا فیزیک و مذهب مربوط می شه.اما نه ما کمونیست هستیم و نه می تونیم جلوی ذهن فعال خودمون رو بگیریم!می تونیم؟!

در صحبت هام اول اومدم نظر خودم و چیزی که الان مورد تایید دانشمندان هست رو گفتم.بعد اومدم اونو از زوایای مختلف تقریبا بررسی کردم.البته به زبان ساده.دیدیم که هنوز افرادی هستن که با حجیم شدن (اگر واژه درستی انتخاب کرده باشم!) جهان مخالف اند.اما واقعا تصور و درک بزرگ تر شدن گیتی سخته.

امین اسعدی

11/10/86

+ نوشته شده توسط امین اسعدی در چهارشنبه 9 مرداد1387 و ساعت 13:5 |

 باز امشب آسمان خیالم ابری است

 

                            آرام آرام به گذشته های دور خود قدم می نهم

 

                                       تمام آرزوهای کوچک کودکی

 

                    همانند بازی لی لی دختران از برابر چشمانم عبور می کند

 

                                         کمی جلوتر از گذشته ...

 

                 خواسته های جوانی ام مانند کتابی مصور ورق می خورد

 

           و حال با تمامی احساس، نیازهای گنگ زنانه ام را در آغوش می کشم...

 

     به افکاری  که در آسمان خیالم  یکی پس از دیگری برهنه می شوند لبخند می زنم

 

                                                  آری،

 

                   امشب آسمان را با دستان لرزان خیال به پایین خواهم کشید

 

                               قیمتش هر چه باشد، خواهم پرداخت

 

                                      " ماه از آن من است "

نگارنده:سارا بیات

+ نوشته شده توسط امین اسعدی در سه شنبه 25 تیر1387 و ساعت 16:52 |

تربیع اول ماه،پنج شنبه،۲۰ تیرماه ۱۳۸۷

عکسی زیبا که از دهانه یک تلسکوپ ۲۷ میلی متری گرفته شده است.

عکاس:سعید خانی

+ نوشته شده توسط امین اسعدی در شنبه 22 تیر1387 و ساعت 8:46 |
من خیلی کم عکس می گیرم.یعنی اصلا عکاس نجومی نیستم!!!

با دوستان برای گذران تعطیلات به پیک نیک رفته بودیم که در لحظات طلوع خورشید هوس کردم عکسی از ماه بگیرم.شرمنده که اصلا خوب نیست و کیفیت نداره!!!

+ نوشته شده توسط امین اسعدی در پنجشنبه 20 تیر1387 و ساعت 8:58 |
قرار گرفتن تیر (عطارد) در نزدیکی خورشید و سرعت بسیار زیاد آن (در هر بار گردش به دور خود،2 بار به دور خورشید می چرخه.یعنی در یک روز عطارد شما 2 بار جشن تولد می گیرین!) باعث شده تا چیز زیادی در مورد اون ندونیم.تا همین هفته پیش تنها اطلاعاتی که مارینر 10 (فرستاده شده توسط ناسا) از تیر گرفته بود رو در اختیار داشتیم.این اطلاعات مربوط به 3 شیرجه (به این پدیده flyby می گن) در سال های 1352 و 1353 از سطح اون بود.بدبختانه چون گردش مارینر 10 به دور عطارد،درست برابر 3 بار چرخش عطارد به دورخود بود،در هر سه شیرجه اش تنها تونست از سطحی یکسان تصویر بگیرد.بنابراین کمتر از 45% از سطح اون نقشه برداری شده.
پس از 3 سال اطلاعاتمون در مورد عطارد چندصد برابر شد!کاوشگر مسنجر (messenger) در ساعت 2239 (به وقت ایران) 24 دی ماه 86،با گذر از فاصله 200 کیلو متری از سطح اون،بیش از 1300 منظره زیبا (!) از 50% پنهان عطارد گرفت.پس از این شیرجه (flybye)مسنجر فرستنده های خودشو به طرف زمین کرد و اطلاعات رو شروع به فرستادن کرد.البته برای فرستادن همه 700 گیگا بایت داده های جمع آوری شده به زمین،چند هفته ای زمان لازمه!خدایی خیلی زیاده!هارد من 80 هست و من باهاش زندگی می کنم!البته احتمالا تا الان داده ها رو فرستاده!
مسنجر 13 مرداد 1383 از پایگاه رئیس جمهور فقید جان اف کندی (واقع در ایالت فلوریدا و فکر کنم اولین پایگاه فضایی ایالات متحده) به فضا پرتاب شد.در سفر بسیار طولانی در 27 اسفند 1389 در مدار عطارد قرار گرفته و سپس به دورش می چرخه.تا اون موقع 1 بار به سوی زمین،3 بار به سوی ناهید (زهره) و 3 بار به سوی عطارد شیرجه (flyby) خواهد رفت.مسنجر در تمام 2418 روز سفر خود که 15 بار هم به دور خورشید می گرده،تنها 5 بار (و هر بار برای چند دقیقه) موتورهای خودشو برای پرداخت مسیرش روشن می کنه!
دانشمندان ناسا امیدوارن بتونن اطلاعات زیادی رو از این اختر گردان (سیاره) به جهانیان بدن.جوری که بازتاب اون رو حتما در روزهای اخیر شنیدین و دیدین.در کل پروژه های ناسا کاملا حساب شده و دقیق هست و کمتر در مورد عدم موفقیت اون ها شنیدیم!برای مثال کاری که همین چند روز مریخ نورد ناسا کشف کرد.
نکته جالب:در حالی که عطارد در دورترین فاصله زمین (به دورترین فاصله اوج و به نزدیک ترین فاصله حضیض می گن) بیش از 200 میلیون کیلومتر از زمین فاصله نمی گیره،در مدت ماموریت خودش تا الان بیش از 3.5 میلیارد کیلومتر رو در مدت تقریبا 4 سال طی کرده!این از معدود ماموریت های ناسا بوده که چنین بوده.منو که واقعا متحیر و شگفت زده کرد.البته دلیل این کار رو از بچه های گروه پرسیدم.ولی من چنین حدس می زنم که به این خاطر بوده که بتونه چندین شیرجه بزنه و در فواصل زمانی معینی از اون عکس تهیه کنه تا تصاویر اون،تمام عطارد رو پوشش بده.
الان که دارم این متن رو می نویسم (چهارشنبه 3 بهمن 1386)،
257 روز و 20 ساعت و 55 دقیقه و 27 ثانیه
تا دیدار بعدی مسنجر با عطارد (تیر) زمان باقی مونده!!!
+ نوشته شده توسط امین اسعدی در پنجشنبه 2 اسفند1386 و ساعت 12:33 |

دایره البروج (دایره حیوانات)

از اولین مناطقی که ممکن است مایل به شناسایی آن در آسمان شب باشید منطقه البروج و خط مرکزی آن دایره البروج است که در درون آن نوار،زمین،خورشید،ماه و سیارات عبور می نمایند.حرکت خورشید در آسمان (همان نظریه زمین مرکزی) را دایره البروج (دایره گرفتگی) می نامند.مدار همه سیارات به جز پلوتو در این محدوده قرار دارد.

در حدود قرن 5 قبل از میلاد اخترگویان بابلی دایره البروج را به 12 قسمت که هر کدام 30 درجه اند تقسیم و هر یک را به نام یک صورت فلکی نامیده اند.همه صور به جز میزان از نام حیوانات گرفته شده است.به این دلیل نام دیگر دایره البروج دایره حیوانات می باشد.

 

نام گذاری ستارگان

درخشان ترین ستاره درون یک صورت فلکی با نام آلفا و ستارگانی با درخشندگی کمتر به ترتیب بتا،گاما و ... نامیده می شوند.

اکثر ستارگان صور فلکی این گونه نام گذاری شده اند.این سامانه را ستاره شناس آلمانی،بایر نام گذاری کرده که به نام اطلس اورانومتریا مشهور است.

 

حرکت تقدیمی (پیشروی) زمین

زمین به جز گردش به دور خود و به دور خورشید،یک حرکت دیگر نیز دارد.نیاکان ما از حدود قرن 2 میلادی از حرکت تقدیمی زمین آگاهی داشته اند.یعنی محور زمین دارای دوران ملایمی است.یک دور کامل آن حدود 26000 سال طول می کشد.

یکی از اثرات مشهود این حرکت این است که خورشید نسبت به 2000 سال قبل یک ماه زودتر به صورت فلکی وارد می شود.یعنی در آغاز بهار در صورت فلکی حمل بود ولی الان در صورت فلکی حوت قرار دارد و یک ماه بعد به حمل می رسد.

اثر دیگر آن عوض شدن ستاره قطبی است.در 4000 سال قبل ستاره ثعبان یعنی آلفای صورت فلکی اژدها مقام ستاره قطبی را داشت.

گردآورنده:امین اسعدی

 

منبع:صورت های فلکی اثر دکتر گری مکلر،دکتر مارک چارترند،ویل تیریون.مترجم:مهندس احمد دالکی

+ نوشته شده توسط امین اسعدی در یکشنبه 29 مهر1386 و ساعت 18:5 |
شاید برای هر منجم،رصد اجرام اعماق آسمان از قبیل خوشه ها،کهکشان ها و ...،جالب ترین و بهترین رصد باشد.هر چند که برای خود من رصد کردن شهاب ها،بهترین لحظات را برای من در زیر سپهر نیلگون را رغم می زند.به هر صورت تصمیم گرفتم مخاطبان عزیز را با این اجرام شگفت انگیز بیشتر آشنا کنم.
اصطلاحآ به گروهی از ستارگان،نظیر خوشه های ستاره ای و کهکشان ها،اجرام ستاره ای،مانند سحابی ها که در ورای منظومه شمسی ما قرار دارند،اجرام عمقی آسمان اطلاق می شوند.این اجرام توسط ستاره شناسان به صورت کاتالوگ هایی در آورده شده است.مشهورترین و عمومی ترین این ها،فهرست اجرام مسیه (M)،کاتالوگ عمومی جدید (NGC) و کاتالوگ اندکس (IC) می باشد.
خوشه های ستاره ای:
عبارتند از گروهی از ستارگان همانند،که از نظر سن و ترکیبات،که از یک ابر بین ستاره ای و تقریبآ همزمان به وجود آمده و نیروی گرانش آن ها را در کنار یکدیگر قرار داده است.
خوشه های باز (که معمولآ خوشه های کهکشانی خوانده می شوند) عبارتند از چندین تا چندین هزار ستاره جوان که به صورت گروهی باز،درخشنده و معمولآ داغ و آبی هستند.خوشه پروین در صورت فلکی ثور با قدر ظاهری 1.3 و خوشه هوادس در صورت فلکی ثور با قدر ظاهری 0.6 نمونه هایی از این دسته اند.
خوشه های گوی سان عبارتند از توده ای از ستارگان در فضایی نسبتآ کروی که تعداد آن ها تا چندین میلیون هم می رسد و معمولآ مسن هستند.به صورت غول سرخ و ابر غول بوده و در آن ها خیلی کم گاز های بین ستاره ای دیده می شود.M4 در صورت فلکی عقرب با قدر ظاهری 5.9 نمونه ای از این دسته است.
سحابی ها:
ابر هایی از گاز (بیشتر از همه هیدروژن) و غبار (کربن و سلیس)در فضا می باشند.انواع سحابی ها عبارتند از:«سحابی های جذبی» که از ابر های تیره تشکیل شده اند و غبار های موجودی در آن ها،نور رسیده از فواصل دور را جذب یا پراکنده می کند.«سحابی انعکاسی» که به وسیله نور ستارگان نزدیک و منعکس شده از ذرات غبار،روشن می شوند.«سحابی نشری» از نور فلورسنس گاز های مجاور،توسط پرتو افکنی ستاره های نزدیک درخشنده می شوند.«سحابی سیاره ای» که گاهی به صورت حلقه ای نازک از گاز های حاصل از بیرون ریختن مواد در پایان زندگی غول های قرمز به وجود آمده اند.و «پس مانده های ابر نواختر» که عبارت خواهد بود از پوسته نازک،غیر منظم و عظیم گازهای منبسط شده که از بقایای انفجار ابر نواختر ها به وجود آمده باشد.هر سه مورد سحابی های جذبی،نشری و انعکاسی را «سحابی پخشنده» می گویند.
کهکشان ها:
عبارتند از گاز،غبار و میلیون ها یا میلیارد ها ستاره که با کمک نیرو های گرانش متقابل،دور هم جمع شده اند.کهکشان ها به صورت خوشه ها و خوشه های کهکشانی در قالب ابر خوشه ها هستند.کهکشان راه شیری ما متعلق به خوشه کهکشانی «گروه محلی» و «ابرخوشه قوس» می باشد.«کهکشان های بیضوی» «نوع E» به آن هایی گفته می شود که از نظر شکل تقریبآ از کروی تا خیلی کشیده باشند.اینها مقدار کمی گاز و یا در کل بدون گاز و غبار بوده و دربرگیرنده ستاره های پیر می باشند.«کهکشان مارپیچ میله ای» (نوع SB) از نوع مارپیچی با میله ای از ستارگان و مواد بین ستاره ای است که به طرف مرکز آن پیش می رود.«کهکشان های نامنظم» (نوع Irr) آن هایی هستند که شکل خاصی نداشته و معمولآکوچک می باشند.کهکشان هایی که در هیچ یک از این دسته بندی ها تعریف نشوند،به نام «کهکشان های خاص» نامیده می شوند.
گردآوری و نگارش:امین اسعدی
E-mail:amin.asadi007@gmail.com
ID:phoenix_0072002

منابع:
کتاب صورت های فلکی از دکتر گری مکلر،دکتر مارک چارترند،ویل تیریون،ترجمه مهندس احمد دالکی.
کتاب اطلس آسمان شب از ویل تیریون،ترجمه و اقتباس از احمد علیزاده قریب.
مطالب خانم حوریه رئیس الساداتی در مورد خوشه های ستاره ای.
بخش علمی روزنامه توقیف شده شرق.
سرویس علمی سایت خبری BBC

پایگاه اطلاع رسانی نجومی آسمان پارس   www.parssky.com
دایره المعارف ویکی پدیا   www.fa.wikipedia.com

+ نوشته شده توسط امین اسعدی در چهارشنبه 25 مهر1386 و ساعت 14:6 |