تبليغاتX
چکيده وبگاه ها و وبلاگ هاي فضايي و نجومي

فضای بین ستاره ای

در این پست در مورد فضای بین ستاره ای و فعل و انفعالاتی که در این فضا ها وجود دارد می خواهم صحبت کنم
ستاره هنگامی متولد می شود که مواد و شرایط مناسب برای تشکیل آن فراهم شود حال اینکه چه واکنشهایی و چه شرایطی باید وجود داشته باشند تا ستارگان بزرگی و خرد بوجود بیایند؟
بطور کلی بخش وسیعی از ماده ی میان ستاره ای را گرد و غبار تشکیل می دهند که غالبا به شکل ابر هایی چگال هستند , هیدروژن فراوان ترین عنصر جهان است بیشترین بخش گاز میان ستاره ای را نیز تشکیل می دهد و آن را به سه شکل می توان یافت : اتمهای خنثی  ,  مولکول و اتمهای یونیزه

هیدروژن خنثی

با تلسکوپ های نوری رویت هیدروژن خنثی امکان پذیر نیست به همین دلیل سال ها مشاهده ی آن ممکن نبود تا اینکه در سال 1944 میلادی اختر شناس آلمانی به نام اچ سی وان دهولست با محاسبه نشان داد اتمهای هیدروژن می توانند امواج رادیویی به طول موج 21 سانتی از خود گسیل کنند .
محاسبات او نشان می داد  هنگامی که اگر الکترون به تراز انرژی بالاتری برود هنگام بازگشت به تراز انرژی پایین تر مقداری از انرژی خود را از دست می دهد به خاطر اینکه ساده و راحت ترین شیوه برای از دست دادن انرژی ساطع کردن آن به شکل نور است  ما نیز این نور را می توانیم دریافت کنیم
بعداز مدتی دانشمندان به ویژگی دیگری در اتم پی بردند که اسپین بود
الکترون و پروتون هم می توانند در یک سو بچرخند و هم در خلاف جهت هم ولی پایداری اتم در حالتی بیشتر است که راستای اسپین الکترون خلاف اسپین پروتون باشد از این رو اگر به دلایلی راستای اسپین هر دو در یک سو شود اتم نا پایدار شده و الکترون می خواهد راستای اسپین خود را عوض کند در این روند مقدار کمی انرؤی آزاد و گسیل می شود . به دلیل نا چیز بودن این انرژی طول موج آن بلند است .

هیدروژن مولکولی

یکی از مهمترین یافته های بشر در مورد فضای بین ستاره ای یافتن مولکول دوتایی هیدروژن بوده است
بین دو اتم هیدروژن  پیوند  ضعیف هیدروژنی برقرار است و این مولکول نمی تواند در ستارگان وجود داشته باشد زیرا  دمای زیاد  سبب شکسته شدن این پیوند و فاصله گرفتن اتم ها از هم می شود
نمود های مرئی طیف مولکول هیدروژن در بخش فرو سرخی طیف قرار دارند و در طول موجهایی است که جو  زمین به کلی از ورود آنها جلوگیری می کند از این رو آشکار سازی آنها توسط رصد خانه های زمینی به کلی امکان پذیر نیست .  تنها تلسکوپ های مستقر در فضا می توانند تمرکز هیدروژن بین ستاره ای را اندازه گیری کنند.نخستین آشکار سازی توسط ماهواره ی کپرنیک در سال 1972 انجام شد و معلوم شد در نواحی غبار آلود فضا تمرکز عظیمی از مولکولهای هیدروژن وجود دارد

هیدروژن بر انگیخته و یونییده

برخی از اتمهای هیدروژن درآنن    که چگالی هیدروژن خنثی بیشتر است تابشهای نوری گسیل می کنند معمولا این ابر های گازی داغ تر از محیط عمومی میان ستاره ای هستندزیرا میان آنها یک یا چند ستاره ی داغ وجود دارد
طبق قوانین تابش جسم سیاه ستارگان با دمای بالا بیشتر تابش خود را بصورت امواج پر انرژی و با طول موج کوتاه گسیل می کنند این تابش نیز عموما گازهای اطراف را گرم می کند و دمای آنها را تا 80000 کلوین بالا می برد اتمهای هیدروژن که در این حالت دمای بسیاری کسب کرده اند یونیده می شوند
وقتی اتم یونیده می شود ابن کار سبب گسیل شدن نور توسط اتم می شود زیرا در این حالت با پایین آمدن سطح انرژی اتم هنگام بازگشت به تراز پایین تر نور از اتم گسیل می شود .
این نور گسیل شده در محذوذه ی نور مرئی قابل رویت است و به همین دلیل بر روی سطح زمین می توان آن را به کمک تلسکوپ تفکیک کرد .

اختر شناسان بخش های قابل رویت نواحی گازی را نواحی H l l  و ابر های هیدروژن خنثی را H l  می نامند . گفتنی است که نواحی  H l l  حدود 15 سال نوری درازا و جرمی معادل چند صد برابر جرم خورشید را دارا می باشند .

+ نوشته شده توسط علیرضا نجفی در یکشنبه 6 مرداد1387 و ساعت 19:53 |

بیگ بنگ ( مهبانک )

 

تقریبا امروزه همه ی ما در مورد بیگ بنگ اطلاعاتی داریم ؛ آیا این نظریه کامل است ؟ نظریه دیگری در این مورد ( پیدایش جهان ) وجود دارد؟ کدام یک صحیح تر است ؟ ....

اول مهبانک :

شاید نظریه ی مهبانک را بهترین و استوار ترین نظریه در رایطه با پیدایش جهان بدانیم . و این هم چیز درستی است . زیرا نظریه ی دیگری که شواهد و دلایل محکمی را برای نقض این نظریه همراه داشته باشند وجود ندارد.

مهبانک چیست ؟

همه ی ما این را میدانیم که یک ماده ی جامد شروع به چگالتر شدن کرد ، با افزایش چگالی چرخش آن هم شروع شد و بعد از مدتی از هم فرو پاشید و طی انفجار بزرگ و مهیبی همه ی اجزایش را به اطراف پخش کرد .

در نخستین  ۱۰  به توان منفی ۴۵ ثانیه پس از آغاز عالم جدید وقوع پیوست؟

کیهان جوان در ابتدا ساختاری بسیار ساده داست . در آغاز ( ۱۰ به توان منفی ۴۵ ) کیهان حرارتی بسیار بالا و غیر قابل تصور     ۱۰ به توان منفی ۴۳ بوده  به عبارت دیگر خیلی کوچک تر از یک ذره ی بنیادین!

ضمن اینکه دارای فشار و چگالی بالایی بوده است اکنون شروع به انبساط میکند . و به تبع سرد تر نیز میشود .پس از انفجار نخستین عالم جوان شاید با سرعتی بسیارزیاد شروع به انبساط میکند که این فرایند را تورم میگویند . در این زمان بسیار کوتاه فضای کیهانی که بتئاند فضایی را که اشغال میکند بسیار بزرگتر    از قبل یاشد . بعد از حدود یک هزارم ثانیه تمام مواد موجود تقریبا ناپدید شده و به اشعه تبدیل گشتند . شاید این سوال پیش بیاید که چرا یا چگونه به اشعه تبدیل شد ؟ در جواب باید به موارد تشکیل دهنده ی ماده و موجود در عالم اشاره کرد که هر ذره از کوارک ها تشکیل میشود و علاوه بر کوارک ها و الکترون ها ، ذره های بنیادین دیگر مانند پاد کوارک ها و پاد الکترون ها نیز وجود دارند که با برخورد هر کوارک با پاد کوارک ذره از بین رفته و اشعه ای تولید میشود . یک هزارم ثانیه بعد از انفجار نخستین تقریبا این شرایط برای ماده ( کوارک ها  و…) بوجود آمد . آما چون تعداد کوارک ها یا به طور کلی ماده از پاد  ماده یا پاد کوارک ها بیشتر بود ماده ی بیشتری باقی ماند ( سه کوارک  با هم ترکیب میشوند تا یک پروتون (2تا U و یک D ) یا نوترون (2 تا D  ویک U ) تشکیل شوند ) در طی صد هزار سال بعدی کیهان به تدریج سردتر شده و دمای آن به حدود 3000 درجه ی سانتی گراد رسید. و این دما شرایط مناسب برای تشکیل پیوند میان اتم ها را بوجود آورد . شایان به ذکر است در دمای بالا اتم ها با چنان سرعت و شدتی به هم برخورد میکنند که الکترون ها از هسته کنده میشوند و اتم ها کاملا ویران میگردند.

مهبانگ در اوایل قرن بیستم مطرح شد و این انفجار را 14میلیارد سال پیش بیان کرد ؛ طی این نظریه در ابتدا ماده و انرژی یکی بودند بطوری که تشخیص آنها از یکدیگر سخت بود.

طرفداران این نظریه بر این باورند که اجزای عالم هنوز بر اثر آن انفجار اولیه با سرعت زیادی از هم دور می شوند این اندیشه به دنبال رفتار های عجیب کهکشان های همسایه که توسط "دوین هابل" که در رصد خانه ی مونت ویلسن در کالیفرنیا کار می کرد مشاهده و اعلام شد ؛ تمام کهکشانهایی که وی بررسی کرده بود با سرعت بسیار زیادی در حال دور شدن ار ما بودند (چند هزار km در ثانیه ) .

هابل برای سنجش سرعت فرار از اثر " دوپلر" استفاده کرد .

هابل برای بررسی نور کهکشان ها و جستجوی اثر دوپلر، از طیف سنج استفاده می کرد ؛ وسیله ای که نور هر ستاره را به طول موج های سازنده اش تجزیه می کرد .

با بررسی نور تجزیه شده به کشف بزرگی دست پیدا کرد حاکی از اینکه نور همه ی کهکشان ها به سرخ می نمایید و همه دچار انتقال به سرخ شده بودند . و کهکشان های کم نور تر انتقال به سرخ بیشتری دارند(یعنی طول موج آنها سرخ است و فاصله بین طول موج ها (2طول موج پشت سر هم) زیاد می شود و همه ی کهکشان ها در حال دور شدن از ما هستند )

با کمک نور کهکشان ها می توانیم فاصله ی آنها را تخمین بزنیم ؛این قانون را قانون هابل می نامند.

از عوامل دیگری که به قوی تر شدن مهبانگ منجر شد این بود که  :

در سال 1965 دو داشمند آزماشگاه تلفن بل به نامهای " آرنو پنزیاس " و "ابرت ویلسن " به کشف غیر منتظره ای دست یافتند ؛ آنان با یک گیرنده ی رادیویی که به شکل گوش بزرگی ساخته شده بود امواج مزاحمی را در محدوده ی ریز موج می شنیدند که ز همه جای آسمان به گوش می رسید ، فیزیک دانان این امواج را به جا مانده از مهبانگ به جا دانستند که در همه جای گیتی وجود دارد . طول موج و یکنواختی آن درست مطابق محاسبات ریاضی کیهان شناسان نظریه مهبانگ بود .

مهبانگ را همه ی دانشمندان نپذیرفتند . یکی از نارسایی های آن این می باشد که همه ی جهان را یکسان و همنواخت پیش بینی کرده است ولی اختر شناسان کلوخه های عظیمی از ماده را در کیهان یافته اند و یا کهکشان های زیادی که بطور دیوار درازای یک میلیون سال نوری صف بسته اند ، بجای اینکه همه ی مواد یکنواخت و همسان باشند

 

اما دانشمندان طرفدار مهبانگ ماده‌ی تاريک را بهانه قرار دادند و گفتند که به دليل جاذبه‌ی فوق العاده ماده‌ی تاريک اين کلوخه‌ها در اين قسمت فضا تجمع دارند

www.astronomic.blogfa.com

+ نوشته شده توسط علیرضا نجفی در دوشنبه 6 اسفند1386 و ساعت 12:39 |
در این پست ماده تاریک رو از چند دیدگاه بررسی می کنم

از نگاه دانشنامه رشد:

ماده تاریک ممکن است از چیزهای معمولی مثل جنس سیارات تشکیل شده باشد، ولی سیاراتی مثل زمین به اندازه کافی جرم ندارند.

اما این نظریه چندین مشکل دارد، اول اینکه ما فرض کرده ایم سیارات فقط در اطراف ستارگان شکل گرفته اند، بنا بر این ستارگان به میزان بسیار کمی جرم آن ها را بالا می برند. با این حساب امگا = 0.005 خواهد بود که برای تشکیل دادن 88% جرم عالم کافی نیست.
دومین و مهمترین مشکل از ترکیب هسته ای مهبانگ (big bang nacleosynthesis) ناشی می شود. در لحظه تولد عالم وقتی مهبانگ رخ داد عالم ماده ای بسیار گرم تشکیل شده از انواع ذرات بود، در حالی که عالم بزرگ و بزرگتر و به سردی می گرایید ذرات ماده معمول مثل الکترون، نوترون و پروتون ها نیز سرد می شدند و اتمهای مواد موجود در عالم را تشکیل می دادند. غالب این اتمها مربوط به هلیوم و هیدروژن هستند.
BBN یک تئوری موفق است که نه تنها هیدروژن و هلیوم را به عنوان بیشترین عناصر جهان معرفی می کند بلکه نسبت آنها را نیز به درستی بیان می کند.
اما مسئله ای وجود دارد. مقدار هر ماده ای که تشکیل می شود به میزان ماده معمول تشکیل دهنده اتم (ماده بارنوییک) بستگی دارد و BBNمقدار این ماده را برای عالم کنونی چیزی در حدود امگا = 0.1 پیش بینی می کند.
باید توجه کرد که این میزان ماده بارنوییک برای مواد قابل مشاهده در عالم ما زیاد است در نتیجه مقداری ماده معمول تاریک (از جمله سیارات و ستارگان سوخته) وجود دارد اما این مواد نمی توانند توجیه کننده سرعت خوشه و منحنی دوران آنها باشند.

ویکی پدیا:

ماده تاریک، در کیهان شناسی، به موادی در جهان هستی گفته می‌شود که از خود، نور نمی‌تابانند و یا حتی بازنمی‌تابانند و از همین رو، نمی‌توان آن‌ها را مستقیماً دید. ساختار و تشکیل این مواد نامشخص است، ولی اثرات گرانشی آن‌ها روی ساختارهای دیده‌شدنی مثلل ستاره هاو کهکشان ها نشان می‌دهد که مادهٔ تاریک وجود دارد.

وجود مادهٔ تاریک می‌تواند برخی از مشاهدات غیرعادی نجومی را توضیح دهد؛ مثلاً رفتارهای غیرعادی در سرعت چرخشی کهکشان‌ها و برخی از تضادهایی که در نظریهٔ مهبانگ وجود دارد.

سرعت چرخشی ستاره‌ها در کهکشان‌ها از رابطه‌ای که از قوانین کپلر انتظار داریم پیروی نمی کند و برحسب فاصله از مرکز کهکشان ثابت است. برای توضیح این پدیده باید توزیع جرم در کهکشان به طور خطی با شعاع زیاد شود، اما این توضیح با مشاهدهٔ کهکشان‌ها در قسمت مرئی که نشان می‌دهد بیشتر جرم در ناحیه مرکزی متراکم شده است ناسازگار است. بنابراین فرض می‌شود که این جرم نایافته از مادهٔ تاریک (که آن را نمی‌بینیم) ساخته شده باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

كيهان شناسان ميزان موجود در عالم را با پارامتري به نام امگا مورد بحث قرار مي دهند. در يك عالم بسته يعني عالمي كه جرم آن در حدي است كه عاقبت در خود فرو مي ريزد امگا بيش از 1 تعريف مي شود. در يك عالم باز يعني عالمي كه تا ابد اجزاي آن در حال دور شدن از يكديگر هستند امگا كمتر از 1 است و يك عالم مسطح به طور ايده آل امگايي برابر 1 خواهد داشت

 

و در آخر مقاله ی خودم:

برای آنکه در مورد ماده‌ی تاريک بدانیم بهتر است اول اطلاعات كافي در رابطه با مَهبانگ داشته باشیم، دانشمندانی که به big bang  اعتقاد دارند برای بیان بعضی  نارسایی های این نظریه به ماده ی تاریک روی آورده اند . آنها می گویند طبق نظریه ی انفجار بزرگ (big bang) مواد اوليه طي يك انفجار مهيب به طور یکنواخت به اطراف پرتاب شدند ( منظور از یکنواخت این است که در همه طرف به یک اندازه ماده پرتاب شد ) با کمی فکر شاید این سوال برای ما پیش بیاید که پس چرا با نگاه به اطرافمان میبینیم که همه ی کهکشان ها و ... در حال دور شدن از ما هستند؟ برای جواب دادن به این سوال کافیه که یک آزمایش ساده و خیلی راحت انجام بدهیم ، وقتی میخواهیم یک کیک کشمشی درست کنیم کشمش ها رو درون خمیر میریزیم ، بهد از پختن اگه یک کشمش رو ساکن فرض کنیم میبینیم که بقیه ی کشمش ها از اون دور شدن در مهبانک هم چنین چیزی اتفاق افتاده است . خوب حالا از کجا میدونیم که همه چیز از ما دارن دور میشوند؟ الدوین هابل وقتی به بررسی کهکشانها ی دیگر پرداخت با توجه به پدیده ی دوپلر این نتیجه رو گرفت که همه ی کهکشان ها و ... که مشاهده کرده بود با سرعت زیادی از ما در حال دور شدن هستند !

اما هدف از گرفته نظریه مهبانگ این بود که وقتی دانشمندان و رصدگران کوه ها و سنگ ها کلوخه ای را در یک سو مشاهده کردند و در طرف دیگر عدم وجود این کلوخه ها را دیدند ، مهبانگ را نارسا در این مورد دانستند اما دانشمندان طرفدار مهبانگ ماده ی تاریک را بهانه قرار دادند و گفتند که به دلیل جاذبه ی فوق العاده ماده ی تاریک این کلوخه ها در این قسمت فضا تجمع دارند البته گفتنی است که نظرییه مهبانک عام ترین نظریه ای است که تقریبا امروزه بیشتر دانشمندان آن را پذیرفته اند . به طور کلی ماده ی تاریک تا به حال دیده نشده است یا بهتر یگویم کشف نشده است ماده تاریک ماده ای بنیادی سنگینی است که میلی به واکنش از خود نشان نمیدهد و به طور کلی نظر بر این است که قسمت عمده ی جهان را ماده تاریک تشکیل میدهد .

تا به امروز چهار ماده ی معمولی را به جای ماده ی تاریک اشتباه گرفته ایم و هفت دهه اختر شناسی به دنبال این ماده ی گم شده هستیم. برنارد سادولت یکی از دانشمندانی است که به دنبال ماده ی تاریک میگردد و میگوید : در ابتدا نشان دادن این که بیرون ( خارج از زمین ) چیزهایی هست ولی ما نمیبینیم سخت بود اما اندازه گیری ها و آزمایشات جدید صحت این موضوع را تایید میکند اما مشکل این است که چیزی که به دنبالش میگردیم چیست ؟!

به طور حتم میتوان گفت اگر کسی بتواند وجود ماده ی تاریک را به عینه ثابت کند برنده ی جایره ی نوبل خواهد بود واین نمایانگر میزان مهم بودن این مساله و کشف است . امروزه دانشمندانی در معدن سودن که یکی از بزرگترین معادن آهن جهان بود مشغول جستجو برای یافتن ماده ی تاریک هستند . گفتنی است این دانشمندان در عمق 100 متری درون زمین پیش رفته اند و به کمک ابزار پیشرفته ای که در دست دارند به دنبال این ماده ی اسرار آمیز میگردند.

ستاره شناسان آمریکایی به تازگی تئوری جدیدی را با عنوان تارها ی کیهانی مطرح کرده اند که بر اساس آن ماده تاریک در جهان مانند تارهای عنکبوت تقسیم میسود و شکل میگیرد. این دانشمندان اظهار داشتند که با روش شبیه سازی توانسته اند گستردگی ماده تاریک را در جهان نزدیک را مورد بررسی قرار دهند و مشاهده کنیم که ماده به طرف گرمایی جذب میشود که به سبب تاثیرات جاذبه ای ماده ی تاریک شکل گرفته اند .

با تفکر در این نظریه ها میتوان به این نتیجه رسید که تنها چیزی که ما از ماده ی تاریک توانسته ایم بهمن دست پیدا کنیم بر پاییه آن نظرات خود را پردازش و ارائه کنیم جاذبه ی ماده ی تاریک است .

ما امیدواریم که طی سال ها ی آتی بتونیم 6 تا 15 ذره تاریک را آشکار کنیم حتی ممکن است که چیزی پیدا نکنیم ;   ذرات ماده ی تاریک هنوز ساختاری نظری دارند که در فیزیک حدس میزنند چسبی برای پیوند دادن جهان باشد

 

+ نوشته شده توسط علیرضا نجفی در سه شنبه 23 بهمن1386 و ساعت 12:41 |
اما آپولو 11
در 16جولاي 1969 با هدف نخستين فرود انسان روي ماه به فضا پرتاب شد در جريان اين پرواز "نيل آرمسترانگ" بعنوان نخستين انساني كه روي ماه پا گذاشت نام خود را در تاريخ ثبت كرد
پس از او "ادوين آلدرين"دومين نفر بود كه روي ماه به راهپيمايي پرداخت روز 20جولاي سفينه مهنشين با دو سرنشين بر سطح ماه فرود آمد و"مايكل كيدز" درناو اصلي بر گرد ماه مي چرخيد
قدم زدن بر روي ماه حدود 2ساعت طول كشيد كه حاصل آن 22كيلو از خاك ماه بود كه به زمين آوردند . پس از ماموريت دو فضا نورد با مهنشين خود را به ناو اصلي كه در مدار ماه بود رساندند
و مه نشين را در مدار رها كردند سپس آپولو بسوي زمين حركت كرد و روز 24جولاي در آبهاي اقيانوس آرام فرود آمد
بخش فرماندهي مهمترين سفينه از آپولو امروزه در موزه هوافضايي واشنگتن قرار دارد بخش صعودي مه نشين كه ايگل (عقاب)نامگذاري شده بود نيز پس از رساندن آرمسترانگ و آلدرين
 به آپولو 11 در ساعت 23:41روز 21 جولاي در نقطه ي نا معلومي از ماه سقوط كرد
!!40كيلو خاك و سنگ
آپولو 12 در 14نوامبر 1969 با سه سرنشين به نامهاي "كنراد"و "گردان" و "بين" راهي ماه شد در جريان اينن سفر منراد و بين با مه نشين بر سطح ماه فرود آمدند و به انجام تحقيقات پرداختند
عمليات آنها در خارج از سفينه در دو مرحله حدود 8ساعت طول كشيد سپس ماهنوردان به 40كيلو خاك و سنگ ماه بازگشتند آپولو 12 روز 12نوامبر در اقيانوس آرام فرود آمد
بخش فرماندهي آپولو 12 در حال حاضر در مركز هوافضايي ويرجينيا قرار دارد
بخش صعودي مهنشين آپولو 12 بعد از رساندن فضانوردان به ناو اصلي  از آن جدا شد و در ساعت 22:17:17 روز 20نوامبر 1969 به وقت گرينويچ در نقطه اي از محدوده 3/96
درجه جنوبي و 21/20 درجه غربي در سطح اين كره فرود آمد
انفجار در آپولو 13
سفينه آپولو 13 در 11 آوريل1970 با سه سرنشين پايگاه فضايي " كيپ كاناورال"را به مقصد ماه ترك كرد اما در نيمه راه بعلت انفجار در مخزن  اكسيژن  و احتمال وقوع خطري جديد براي سرنشينان  "    
ناچار به بازگشت شد طوري كه اگر عمليات بازگشت بدرستي و با دقت انجام نمي شد ممكن بود "لاول" و "سوييگرت" و "هيز" از بين بروند
با اينكه جهانيان با اشتياق مسِِِِاله را دنبال مي كردند سفينه آپولو 13 روز 17 آوريل در اقيانوس آرام فرود آمد و سرنشينان آن نجات يافتند و بخش فرماندهي آن در مركز هوايي و جو در هاچينكسون
قرار دارد اما قسمت مه نشين آن در بر خلاف ديگر ناو ها بدليل مشكل پيش آمده در اين ناو در ماه فرود نيامد و طي دوران بحراني پرواز  به قايق نجات فضانوردان تبديل شد  اين مهنشين كه توسط
كيهان نوردان "آكواريوس" ناميده مي شود در سفر پر مخاطره خود آنها را به مدار ماه رساند و تنها مه نشيني بود كه از مدار ماه خارج شد و به زمين بازگشت و پس از نجات فضانوردان بر اثر
برخورد به جو زمين نابود شد
9ساعت تحقيق
ناسا در 31 ژانويه 1971 آپولو 14 را با سه سرنشين به نامهاي "آلن شپارد" و "استوارت اروسا" و "ادگارد ميچل"به فضا فرستاد شپارد و ميچل توسط مه نشين روي سطح ماه فرود آمدند
و پس از 9ساعت تحقيق  و برداشتن 44 كيلو گرم نمونه (خاك و سنگ) از سطح ماه راهي زمين شدند آپولو 14 با سه سرنشين خود روز 9 فوريه در اقيانوس آرام فرودآمد
بخش فرماندهي آن "كيتي هاوك"نام گرفته بود و امروزه در موزه اي در شهر تيتوسويل از ايالت فلوريدا قرار دارد
بخش مهنشين آن هن در ساعت 00:45:25 روز 7 فوريه در نقطه اي نامعلوم در ما سقوط كرد
آپولو 15 روز 26جولاي 1971 با سه سرنشين به فضا پرتاب شد در جريان اين سفر "اسكات" و "ايروين"با مه نشين روي ماه فرود آمدند و طي سه راهپيمايي جمعا 20ساعت را روي ماه به
تحقيق پرداختند
آپولو 15 78 كيلوگرم از خاك ماه را به زمين آورد و در اقيانوس آرام فرود آمد
 اينديور" بخش فرماندهي آن در موزه ملي هوايي آمريكا قرار دارد در پايگاه پاترسن نگهداري مي شود اين پايگاه در نزديكي شهر ديتون در ايالت اهايوي آمريكا قرار دارد
بخش صعودي مه شكن "فالكون" كه كيهان نوردان را به سطح ماه برد و سپس در مددار ماه تحويل قسمت فرماندهي داد در ساعت 03:03:37 روز 4 آگوست 1971 در 26/36 درجه شمالي و
0/25درجه غربي ماه سقوط كرد
در 16آوريل 1972 پرتاب آپولو 16 توسط ناسا صورت گرفت در مدار ماه  دو تن از فضا نوردان آن به نامهاي "جان يانگ" و "چارلز دوك"از نفر سوم "توماس ماتينگلي"جدا و با مهنشين راهي
سطح ماه شدند و بعد از فرود و 20 ساعت تحقيق كه شامل 27 كيلومتر رانندگي بود 100كيلو از خاك ماه را به زمين آوردند و روز 27 آوريل در آقيانوس آرام فرود آمد
مركز فرماندهي آن "كاسپر"در مركز موشك و فضاي آمريكا قرار دارد در شهر هانتسويل از ايالت آلاباما
بخش صعودي آپولو 16 هم كه "اوريون" ناميده مي شود در مدار ماه شروع به چرخش كرد اين ناو تا 4 آوريل 1971 قابل رد يابي بوداما پس از آن در مداري قرار گرفت كه نمي ضد آن را رد يابي كرد
آخرين آپولو
آپولو 17 در 7 دسامبر 1972 با سه سرنشين به نامهاي "يوجين سرنان" و "رونالد ايوانز" و "هاريزون اشميت" به ماه پرتاب شد و راهي مدار ماه گشت سرنان و اشميت طي 3روز راهپيمايي
حدود 20 ساعت به تحقيق پرداختند كه نتيجه ي آن 35 كيلومتر رانندگي و 110 كيلوگرم از خاك اين كره بود كه به زمين آوردند
ماموريت سفينه هاي  آپولو با فرود آپولو 17 در آبهاي اقيانوس آرام در 19 دسامبر 1972 پايان يافت
بخش فرماندهي ناو كيهاني آپولو 17 كه سفر سفر تاريخي يعني بردن آخرين گروه از فضانوردان به ماه را انجام داد اينك در مركز فضايي جانسئن در هوستون تگزاس قرار دارد  و بخش صعودي آن
كه "چلنجر" نام داشت در 15 دسامبر 1972 در ساعت 06:50:20 بعد از جدا شدن از "كاسپر" در 19/96 درجه شمالي و 30/5 درجه غربي سقوط كرد

       www.astronomic.blogfa.com

+ نوشته شده توسط علیرضا نجفی در دوشنبه 5 آذر1386 و ساعت 21:38 |
سلام
امرروز مي خوام 1 مطلب در مورد مراحل تكميل آپولو بنويسم


!!سفينه ي آپولو يكي از بزرگترين رويا هاي بشر را يعني پا گذاشتن روي ماه را عملي كرد


شايد بتونيم بگيم كه پر آوازه ترين ناو هوايي كه به فضا سفر كرده آپولو باشد بطوري كه امروزه وقتي مي خواهند به شخصي كم اهميت بودن  كارش را گوشزد كنند مي گويند مگه آپولو هوا كردي؟
روي هم رفته ناو هاي آپولو حيثيتي به سازمان فضايي آمريكا بخشيدند .در نخستين سالهاي آغاز عصر فضا اين سازمان به دليل موفقيت هاي پي در پي روسيه از نظر تبليغاتي صدمه ي زيادي خورده بود
توانست با اجراي طرح آپولو افتخاراتي براي خود بدست آورد و مي توان گفت دوران طلايي ناسا در زمان آپولو بود
سال ها از آن زمان مي گذرد و فضاننوردان طرح آپولو اكنون يا مرده اند يا باز نشست شده اند اما نام اين ناو ها در ياد ها مانده است امروزه كمتر كسي مي پرسد بر سفينه هاي آپولو چه آمده است
بخش فرماندهي تنها قسمت اين سفينه ها بود كه به زمين باز مي گشت و فضا نوردان را به زمين باز مي گرداند
آتش سوزي در آپولو 1
بخش فرماندهي آپولو 1 كه هرگز به فضا نرفت امروز در مركز تحقيقاتي لانگي در همپتون از ايالت ويرجينياي آمريكه قرار دارد
اين همان ناوي است كه به خاطر بروز اشكال فني در 27ژانويه ي 1967 آتش گرفت و "ويريجيل گريسام"  "ادوارد دوايت"و"راجر چافي"سر نشينان آن در حين تمرين كشته شدند
بعد از آپولو 1 آمريكا چند فروند آپولو را بطور آزمايشي به فضا پرتاب كرد تا دستگاه هاي مختلف آن را بيازمايد و اطمينان پيدا كند كه حادپه مشابهي رخ ندهد
بخش فرماندهي آپولو 6 اينك در مركز علوم فربنك در شهر آتلانتا در ايالت جورجياي آمريكه قرار دارد
آپولو 7
نخستين ناو كيهان نورد  سر نشين دار از اين گروه سفينه ها آپولو 7 بود  اين ناو و سه فضانورد آمريكايي "والتر شيرا" و "دان ايزل" و "والتر كانينگهام" 11 اكتبر 1968 به فضا پرتاب شدند
آنها طي 260سشعت پرواز زمين را 163بار دور زند و كليه ي تجهيزات و ادوات آپولو را آزمايش كردند آپولو7 سر انجام روز 22 اكتبر در اقيانوس اطلس فرود آمد  بخش فرماندهي آن در موزه
مرزهاي پرواز  در دالاس در ايالت تگزاس قرار دارد و مردم مي توانند آن را از نزديك بببينند

آپولو 8 و سفر به مدار ماه
سفينه آپولو 8 در 21دسامبر 1968 با سه سرنشين به نامهاي "فرانك بورمن"و "جيمز لاول" و "ويليام آندرس"به فضا پرتاب شد اين ناو براي نخستين بار در تاريخ كيهان نوردي توانست
انسان را به مدار ماه ببرد و به بشر اين توانايي را بدهد كه نزذيك ترين همسايه ي زمين را از نزديك ببيند آپولو 8بعد از گردش به دور ماه به زمين بازگشت و بخش فرماندهي آن امروزه در
مزه علم و صنعت شيكاگو قرار دارد
آپولو 9
در3مارس1969 به فضا پرتاب شد سه سرنشين اين ناو مه نشين و فرود آمدن در ماه را آزمايش كردند اين بررسي توسط "مك ديويت" و "اسكات" و "شوايكات" طي 10روز انجام شد
آنها مراحل الحاق  تبادل فضانورد  جدا شدن دو ناو و اتصال دوباره ي آنها را بررسي كردند بخش فرماندهي آپولو 9 در موزه هوا فضا در شهر دياگو از ايالت كاليفرنيا قرار دارد ولي قسمت مه نشين
آن هرگز به زمين باز نگشت و در مدار رها شد و بعد از مدتي بر اثر برخورد به جو از بين رفت
سفينه آپولو 10 در 18مي 1969 با سه سرنشين به نامهاي  "استافورد"  و "يانگ " و "سرنان" به فضا پرتاب شد آنها به مدار ماه سفر و مراحل فرود را آزمايش كردند گر چه سفينه آپولو 10
بر سطح ماه فرود نيامد ولي تا ارتفاع 15كيلو متري به ماه نزديك شد ومانند آپولو 9 تمامي مراحل عمليات را دقيقا اجرا كرد اين سفينه پس از پايان ماموريت روز 26مارس در اقيانوس آرام فرود آمد
بخش فرماندهي آن امروزه در موزه علوم لندن در معرض ديد علاقه مندان قرار دارد اما قسمت مه نشين آن در فضا رها شد اين ناوچه در مداري به دور خورشيد حركت مي كرد و اين حركت
را اكنون هم ادامه مي دهد گر چه از محل دقيق آن خبري نيست
 
     منتظر مراحل بعد این مقاله باشید

+ نوشته شده توسط علیرضا نجفی در پنجشنبه 17 آبان1386 و ساعت 21:18 |
سلام به همه عزیزان

من چون اطلاعی در مورد سوالات شما نداشتم پاسخ دادن به آنها رو هم به دوستای دیگه واگذار می کنم . این هم اولین پستم در این وب:
اول اينكه اصلا تلسكوپ چيكار مي كنه
شايد همه اين فكر رو بكنند كه تلسكوپ تصويري كه ما از ستارگان ميبينم را 1مقدار بزرگتر مي كند و به ما نشان ميدهد!! اما اينو بايد بگم كه تلسكوپ تمام نور وارد شده در عدسي را بر روي آينه جمع
مي كند و اجسام رو شفاف تر نشون مي دهد و بدين شكل باعث مي شود ستارگاني كه نور بسيار ضعيفي دارند را كه بدون تلسكوپ ديده نمي شوند را براي ما هويدا مي كند
گاليله وقتي با تلسكوپ به آسمان نگاه كرد مدعي شد كه به قدري ستاره در آسمان وجود دارد كه به وصف در نمي آيند !!! پس هدف تلسكوپ جمع آوري نور در سطحي بزرگ و متمركز كردن انرژي آن در
سطحي كوچك استكه تصويري روشنتر از جسمي كه بدون چشم مسلح ميبينيم براي ما پديد مي آورد
براي به كار گرفتن تلسكوپ به منظور رصد ديداري لازم است يك عدسي چشمي درست در عقب صفحه عدسي (جايي كه جسم در آن قسمت تشكيل مي شود)قرار دهيم تا كار ذره بين را براي ما انجام دهد
متخصصان نوري براي ديدن اجسام با نور كم چند عدسي شيءي بزرگ ساخته اند قطر بزرگتريت عدسي شيءي حدودا 1متر است و بطور كلي مي توانيم بگوييم كه هر چقدر عدسي قطور تر باشد
نور بيشتري جمع آوري ميكنند و تصوير واضح تري ارائه مي كنند
محدوديت در تلسكوپ شكستي
 تلسكوپ هاي شكستي از لحاظ اندازه محدودند زيرا عدسي هاي آنها را فقط از لبه مي توان به پايه تكيه داد  وقتي تلسكوپ به آسمان نشانه مي رود عدسي هاي بزرگ كم كم شكم  مي دهند تغيير شكل
مي دهند و ديگر نمي توانند پرتو هاي نور را در يك كانون جمع  كنند شيشه اي كه عدسي از آن تراشيده مي شود نيز بايد از جنس ناب و عاري از حباب باشد در عدسي هاي منشوري شكل محدوديت هايي
وجود دارد كه مساله ي ابيراهي ايجاد مي كند
تلسكوپ بازتابي
نور اگر فقط بازتابيده شود هواره به همان صورت باقي مي ماند نه مي شكند و نه پاشيده مي شود و تلسكوپي كه فقط به بازتاب نور وابسته باشد دچار ابيراهي نمي شود
آينه ي تخت نور را در يك كانون جمه نمي كند و آينه ي كروي ابيراهي كروي دارد در نتيجه آينه ي استفاده شده بايد گود باشد  اين امر سبب مي شود كه نور ستاره در يك نقطه يعني نقطه كانوني  همگرا شود
كه به اين آينه ها آينه ي سهمي مي گويند
عواملي كه بر اندازه  روشنايي و كيفيت تصاويري كه با تلسكوپ رصد مي شوند اثر دارند شامل دهانه (قطر عدسي)فاصله كانوني و كيفيت عدسي  و همچنين چشمي تلسكوپ است شكل عدسي يا آينه بايد
صحيح باشد كيفيت تلسكوب به دقتي كه اين شكل حاصل شده است دارد هر گونه خطا در آينه يا عدسي نبايد ار 2 ميليونيم اينچ نبايد تجاوز كند
اجسامي كه اختر شناسان رويت مي كنند دو دسته اند
اجسامي كه اندازه ظاهري دارند مانند خورشيد و.. و يا اجسامي كه اندازه ظاهري ندارند مانند ستاره ها
تراش آينه هاي سهموي
فرايند تراش آينه هاي سهموي حتي براي 1آينه ي 10 يا 12 اينچ بسيار وقتگير است افراد با تجربه براي تراش اين آينه ها حدود 40تا100 ساعت وقت صرف مي كنند  اما امروزه روش جديد
و بهتري وجود دارد آن تاب دادن قرص شيشه اي مذاب در كوره است اگر شيشه با سرعت مناسبي بچرخد سطح آن شكل سهموي به خود مي گيرد
يكي از طرح هاي ساخت تلسكوپ هاي آماتوري ايجاد تغييراتي در دوربين عكاسي اشميت است و علت پر طرفدار بودن آن جمع و جور بودن آن است
مثلا با لوله اي كه طول آن فقط 5/ متر است تلسكوپي با فاصله كانوني موثر 2متري مي توان ساخت بايد توجه داشت كه 4سطح بايد بخوبي تراشيده شوند تا طرح بخوبي كار آمد باشد
 
 

+ نوشته شده توسط علیرضا نجفی در دوشنبه 14 آبان1386 و ساعت 22:11 |